بديع الزمان فروزانفر

807

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

معيشت و نصب آنها بمشاغل دينى و ديوانى ، بسوى حكام و ديوانيان سفارش نامه بنويسد و بفرستد مكتوبات مولانا كه صد و چهل و چهار است مگر معدودى ، بقيه ، در توصيه‌ى ياران و مريدان و پيوستگانش نوشته شده است از جمله درباره‌ى شخصى بنام نظام الدين كه داماد حسام الدين و يا صلاح الدين زركوب بوده ، هفت نامه متضمن در خواست و سفارش در قلم آورده است ( مكتوبات مولانا ، طبع استانبول ، ص 27 ، 29 ، 31 ، ، 47 ، 49 ، 57 ، 64 ) همچنين ياران وى از تنگى معيشت و قلت در آمد بوى شكايت مىبردند و خاطرش را پريشان مىداشتند ، گاه نيز مخالفان و بد سگالان ، بر ضد وى و يارانش كمر مىبستند و از روى بد خواهى مانع آنها در تصدى مشاغل مىشدند چنان كه مولانا منشور واگذارى خانقاه ضياء الدين را براى حسام الدين حسن چلبى بدست آورد و يك چند اجراى اين منشور متوقف ماند و در روزى كه حسام الدين در آن خانقاه بمسند مىنشست ، شخصى بنام « اخى احمد كه از جمله‌ى جبابره‌ى زمان و سر دفتر رندان زندان بود در آن اجلاس حاضر آمده از غايت حقد و تعصب و حسد جبلى كه داشت و نمىخواست كه چلبى در آن خانقاه شيخ شود ، از ناگاه بر خاست و سجاده را نورديده بدست يكى داد كه ما او را درين حوالى بشيخى قبول نمىكنيم . » مناقب افلاكى ، طبع انقره ، ص 758 - 754 ، نيز ، 751 ، مكتوبات مولانا ، ص 129 . به احتمال قوى ، اين لقمان كه لقمه‌اى چند سد راه وى شده و مولانا بسبب آن ، از شرح اسرار و معانى تن زده يكى از خاصان او و ظاهرا سلطان ولد و يا حسام الدين چلبى بوده است بقرينه‌ى آن چه در مكتوبات و مناقب افلاكى مىخوانيم و بدان اشارت كرديم . در مثنوى شريف ، مولانا چند نوبت از ملالت مستمعان شكايت فرموده است ، مانند : ج 1 ، ب 3087 ببعد ، ج 3 ، ب 3602 ببعد . علت آن ، يا