بديع الزمان فروزانفر
804
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
واردات قلبى نيز از آثار عنايت و فيضان رحمت الهى بدل مىرسد پس مىتوان گفت كه در هر دورى مظاهر امر و نهى الهى و مردان حق وجود دارند و حق بر دل خاصان خود در هر دور و زمان تجلى مىكند و رابطهى حق و خلق از طريق ارشاد و هدايت هرگز منقطع نمىگردد ولى شرط استفاده از اين فيض ، طلب راستين و استعداد و آمادگى باطن است و گر نه آثار عنايت متواتر است و مردان حق بهر روزگارى از حق فيض مىگيرند و به طالبان و مستعدان مىرسانند . مولانا در مكتوبى ( نفحات ) را بدين گونه تفسير مىكند : « نزد محققان اين نفحات ، انفاس برادران دينى است كه سبق يافتهاند بر برادران ديگر ، انفاس ايشان و نظرهاى ايشان و آميزگارى با ايشان ، نفحات و مواهب و عطايا و خلعت حق است ، غنيمت داشتنى است و غير آن را سهل داشتن عين آن را غنيمت داشتن است » مكتوبات مولانا ، طبع استانبول ، ص 7 . فاعل و يا مسند إليه در جملهى « هر كه را مىخواست » طالب و مريد صادق است نه نفحه زيرا در آن صورت ارتباط آن ، با جملهى « فتعرضوا » در متن حديث انقطاع مىپذيرد . آن گاه مولانا آثار عنايت و فيض الهى و يا تاثير انفاس اوليا را به جنبش درخت طوبى تشبيه مىكند از آن جهت كه مومنان هر چه آرزو كنند از آن درخت بهشتى بدست مىآورند و يا به لحاظ آن كه در بهشت ، فقد و نقص وجود ندارد و هر چه آن جاست بصفت كمال و تمام ، موصوف است سپس با اشاره به آيهى « انا عرضنا » اهميت و عظمت نفحهى ربانى را بيان مىفرمايد . از ابيات پيشين ( 1959 - 1941 ) چنين مستفاد مىشد كه ولايت و يا مظهريت امر و نهى ، هرگز انقطاع نمىپذيرد و ميان مردان حق تفاوتى نيست و پيوستن بولى لاحق همچنان نجات بخش و ذوق آور است كه پيوستن بولى سابق ، حديث نبوى نيز مفيد اين معنى است كه فيض حق ، بر دوام مىرسد و از