بديع الزمان فروزانفر
802
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
صوفيان ، « طوبى » را بمعنى طبيب وقت و حالت خوش گرفتهاند . حقائق سلمى ، لطايف الاشارات از ابو القاسم قشيرى ، نسخهى عكسى . فابين ان يحملنها : مقتبس است از آيهى شريفه : إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّمواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا . ( ما امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرديم ، پس آنها از تحمل آن ، سر باز زدند و بترسيدند و آدمى كه ستمكاره و نادان است آن را بر عهده گرفت . ) الاحزاب ، آيهى 72 . مفسرين « عرض » را بمعنى پيش نهاد و سنجش و امانت را بمعانى مختلف گرفتهاند از قبيل : اوامر و نواهى ، فرائض و تكاليف ، روزه و غسل جنابت ، وسايل شهوت جنسى ، امانات مردم ، هابيل كه آدم او را ببرادرش قابيل سپرد . « ابا » و سر باز زدن را گاه بمعنى حقيقى آن كه امتناع است و گاه بمعنى ناتوانى تفسير كردهاند و حمل امانت را عبارت از پذيرفتن و بر عهده گرفتن و نيز خيانت توجيه نمودهاند . « انسان » بنا بگفتهى اكثر مفسرين آدمى زاده است ، بعضى هم آن را عبارت از آدم يا قابيل يا فاسق و كافر شمردهاند . اگر عرض را بمعنى پيش نهاد بگيريم مفاد آن روشن است و اگر بمعنى سنجش فرض كنيم ، حاصل آن چنين است كه ما عظمت و سنگينى بار امانت را با آسمانها و زمين و كوهها در ترازوى سنجش نهاديم و آنها نسبت بدان كم و سبك آمدند و آدمى با وجود اين ، بار امانت را بر دوش گرفت . صوفيان مىگويند كه اين امانت ، معرفت و حقيقت توحيد و يا عشق است ، خواجه حافظ بدين مناسبت مىگويد :