بديع الزمان فروزانفر

793

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

گريبان وى دميد و او از تاثير آن دم ، بار گرفت ، تفسير طبرى ، طبع مصر ، ج 16 ، ص 42 ، تاريخ طبرى ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 18 ، قصص الانبياء ، ثعلبى ، طبع مصر ، ص 23 - 22 ، روايت ديگر آنست كه جبرئيل دم بر آستين مريم گماشت . تفسير ابو الفتوح رازى ، طبع طهران ، ج 2 ، ص 464 ، قصص قرآن مجيد ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 228 . اوليا جانهاى مرده را زنده مىكنند و از اين رو هر يك در عصر و زمان خود حكم اسرافيل را دارند كه در صور مىدمد و مردگان را از گور بر مىانگيزاند ، يكى از معانى قيامت نيز ظهور ولى كامل است و مولانا بدين نكته در مثنوى اشارت مىكند ( ج 4 ، ب 1487 ببعد ، ج 6 ، ب 750 ببعد ) اما در قيامت به اصطلاح شرع ، مردگان سر از گورهاى خاكى بر مىگيرند و درين قيامت جانها از گور تن بر مىجهند ، اطلاق گور بر جسد به لحاظ آنست كه روح قدسى در بدن ، محبوس و قواى او مختفى است و چون بتربيت ولى حق روى در خدا آورد ، از لوازم تن و بندهاى سنگين شهوت و وهم آزاد مىگردد و بجهان بىكران غيب و عالم انسانيت راستين پرواز مىگيرد و به حكم اين پذيرش و قبول تربيت ، آثار حيات يك بارگى و همگى تبدل مىپذيرد چنان كه گويى زندگانى ديگر يافته است ، اين تبدل در تاريخ حيات پيروان انبيا و در حيات هر كس كه تربيت صحيح يافته باشد ، معلوم و مشهود است ، مولانا بر اين نكته اضافه مىكند كه پيروان انبيا و مريدان روشن بين پس از قبول دعوت ، آثار آن را در وجود خود حس مىكنند و نيك در مىيابند كه زندگانى ايشان تحولى شگرف پذيرفته است و در نتيجه ، بوحدت اوليا با حق تعالى نيز پى مىبرند از آن جهت كه تبديل آفرينش و زنده‌گرى كار حق است پس اين خداست كه از گلوگاه انبيا و اوليا بانگ مىزند و خلق را بسوى حيات ابدى رهبرى مىكند . ممكن است تصور شود كه آواز حق اين اثرها وقتى پديد مىآورد كه