بديع الزمان فروزانفر
777
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
دو فرشته دعا مىكنند ، يكى از خدا مىخواهد كه مُنْفِقان و بخشندگان را عوض دهد و آن دگر ، براى مُمْسِكان و بخيلان ، تباهى مال درمىخواهد . انفاق مقبول ، مشروط است به اينكه مطابق امر و فرمان خدا صورت گيرد و بدين جهت گاه امساكى كه موافق اين شرط است بر انفاق مال ( بدون اين شرط ) مىچربد ، انفاق ناموجّه را مثل مىزند به حالت كافران قريش كه در جنگ بدر مهين هر روز ده شتر مىكشتند و سپاه قريش را سير مىكردند ، عاقبت اين انفاق قهر خدا بود و آن منفقان همگى بقتل رسيدند . رياضت و قهر نفس كه نوعى خود كُشتن است نيز بايد كه بتعليم و فرمان ولىّ حق باشد ، هر رياضتى سبب عروج نفس در مدارج كمال نيست مثل آن كه غلّه در كشت زار هر گاه بوقت و در زمين مناسب بكارند هر تخمى چند تخم بار مىآورد اين نمونهء انفاق موجّه است امّا ترك رياضت و امساك ناموجّه ، مانند غلّهاى است كه در انبار نگاه دارند كه موشان مىخورند و شپشه تباهش مىكند . از اين مقدّمه نتيجه مىگيرد كه جان نامهذّب و نافرهيخته را كه حكم درياى شور دارد ، بدست پير كه جانش كامل و تهذيب يافته و مانند درياى شيرين است بايد سپرد تا او بر اثر تربيت درست ، آن شورى را به شيرينى بدل كند ، بدين تمهيد ، مولانا زمينه را براى حكايت اعرابى و خليفه آماده مىسازد .