بديع الزمان فروزانفر
856
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
ص 354 ، كشاف ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 286 ، تفسير ابو الفتوح رازى ، طبع طهران ، ج 4 ، ص 471 ، تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 7 ، ص 208 ، قاموس كتاب مقدس ، در ذيل : ايوب . حجم هر يك از افلاك ، مطابق روايات اسلامى ، مسافت پانصد ساله راه است و ميان هر آسمان تا آسمان ديگر همچنان پانصد سال راه است . البدء و التاريخ ، ج 2 ، ص 8 ، قصص الانبياء ثعلبى ، ص 10 . كان زمين و آسمان بس فراخ * كرد از تنگى دلم را شاخ شاخ وين جهانى كاندر اين خوابم نمود * از گشايش پر و بالم را گشود اين جهان و راهش ار پيدا بدى * كم كسى يك لحظهاى آن جا بدى امر مىآمد كه نى طامع مشو * چون ز پايت خار بيرون شد برو مول مولى مىزد آن جا جان او * در فضاى رحمت و احسان او شاخ شاخ : پاره پاره ، تكه تكه . گشايش : انبساط و گسترش ، حالت چيزى كه دل باز است ، تفرج : رقص كنان خواجه كجا مىروى * سوى گشايشگه عرصهى عدم ديوان ، ب 18528 مول مول زدن : درنگ جستن ، باش باش گفتن . « مول : درنگ باشد ، گويند ممول يعنى درنگ مكن . فردوسى گويد : بموليم تا نزد خسرو شويم * بدرگاه او لشكرى نو شويم » فرهنگ اسدى براى تو مهان در انتظارند * سبكتر رو چرا در مول مولى ديوان ، ب 34186 دل بنه گردن مپيچان چپ و راست * هين روان باش و رها كن مول مول همان مأخذ ، ب 35308