بديع الزمان فروزانفر
396
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
نزديك است بگفتهى ناصر خسرو : بدين سخن شدهى تو رئيس جانوران * بدين فتادند ايشان به زير بيع و شرى ديوان ناصر خسرو ، طهران ، ص 453 زو پرى و ديو ساحلها گرفت * هر يكى در جاى پنهان جا گرفت ظاهرا ناظر است بروايت طبرى : فاول من سكن الارض الجن فافسدوا فيها و سفكوا الدماء و قتل بعضهم بعضا قال فبعث اللَّه إليهم ابليس فى جند من الملائكة فهم هذا الحى الذي يقال لهم الجن فقاتلهم ابليس و من معه حتى ألحقهم بجزائر البحور و اطراف الجبال . تاريخ طبرى ، چاپ مصر ، ج 1 ، ص 42 . خلق پنهان زشتشان و خوبشان * مىزند در دل بهر دم كوبشان كوب : بر خورد و تاثير ، اسم مصدر است از كوفتن . بحث است دربارهى خطرات و وساوس كه در نظر صوفيه يكى از مسائل مهم سلوك است و مراقبه ، متوجه برعايت خاطر و وسواسى است كه در دل پديد مىآيد و مىتوانيم در توضيح آن بگوييم كه قلب بمنزلهى آينهاى است كه صور ادراكات حسى يا آثار محركات درونى از قبيل خيال و شهوت و غضب و سائر اخلاق انسانى در وى منعكس مىگردد و اين صور ، گاه بتازگى و بنحو تجدد در قلب ظاهر مىشود كه آن را فكر مىگويند و گاه به صورت تذكر و ذكر و ياد آورى آن چه پيشتر در قلب منعكس شده است كه بدين اعتبار آن را تذكر و ذكر مىنامند اما تذكر در وقتى است كه قلب از ادراك امور خارجى منصرف و به داخل