بديع الزمان فروزانفر

377

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

نسخه‌ى قونيه ، در كناره‌ى صفحه ، نسخه بدل ، ساده . سرا عدل : دادگاه ، مخفف سراى عدل يا مقلوب عدل سرا . مأخذ اين داستان را در مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 14 - 12 ملاحظه فرماييد . گفت هين اكنون چه مىخواهى بخواه * گفت فرما باد را اى جان پناه تا مرا ز ينجا به هندستان برد * بو كه بنده كان طرف شد جان برد مناسب است با مضمون اين روايت : إذا قضى اللَّه لعبد ان يموت بأرض جعل له إليها حاجه . احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 11 . نك ز درويشى گريزانند خلق * لقمه‌ى حرص و امل ز آنند خلق ترس درويشى مثال آن هراس * حرص و كوشش را تو هندستان شناس درويشى و فقر را بمرگ تشبيه مىكند از آن جهت كه هر دو مقدر است و آن چه بر قلم تقدير رفته باشد بودنى است و از آن نتوان گريخت و بر اين قياس فقر و بىچيزى ، بكسب و عمل ، بتوانگرى مبدل نمىشود همچنان كه خوف از مرگ آن را بتاخير نمىافكند بلكه حرص و آزمندى در اين صورت خود موجب شدت فقر مىگردد و نتيجه‌ى معكوس مىبخشد مثل آن كه ترس و هراس اين مرد كه بسليمان پناه برد ، وسيله‌ى مرگ او در هندوستان گرديد . از كه بگريزيم از خود اى محال * از كه برباييم از حق اى و بال اى : حرف نداست كه در مورد تعجب به كار رفته است . چون فعل و عملى كه از انسان صادر مىشود ظهور اراده و قصد است كه