بديع الزمان فروزانفر

373

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

با علامت كسر ( ا ، ) شكل كرده‌اند و آن معنى درستى ندارد و مخالف است با مصراع دوم از همان بيت و نيز مضمون بيت بعد ، در شرح يوسف بن احمد مولوى اين گونه آمده است : « سعى شكر نعمت قدرت بود » كه مويد احتمالى است كه ما بر اعتماد بدان گفته‌ى مولانا را تفسير كرده‌ايم و اسماعيل انقروى نيز به همان صورت توجيه نموده است . جبر تو خفتن بود در ره مخسب * تا نبينى آن در و درگه مخسب هان مخسب اى جبرى بىاعتبار * جز به زير آن درخت ميوه دار تا كه شاخ افشان كند هر لحظه باد * بر سر خفته بريزد نقل و زاد جبر و خفتن در ميان ره زنان * مرغ بىهنگام كى يابد امان شاخ افشان : اين جنس تركيب در مثنوى گاه بمعنى اسم مصدر نيز استعمال مىشود ، نظير : هوى هوى باد و شير افشان ابر * در غم مااند يك ساعت تو صبر مثنوى ، ج 2 ، ب 1955 مرغ بىهنگام : خروسى كه در اول شب بانگ بر دارد و بخواند ، اين آواز را عامه ، شوم و بد مىدانند و خروس را سر مىبرند ، اين عادت هنوز در حدود طبس و بشرويه معمول است . مرغ را بينى كه بىهنگام آوازى دهد * سر بريدن واجب آيد مرغ بىهنگام را مجالس سبعه‌ى مولانا ، چاپ تركيه ، ص 72 نظير : مرغ بىوقت : مرغ بىوقتى سرت بايد بريد * عذر احمق را نمىشايد شنيد مثنوى ، ج 1 ، ب 1159