بديع الزمان فروزانفر
366
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
كه منجمان بفرعون گفته بودند كه پادشاهى او بر دست يكى از بنى اسرائيل بر باد خواهد رفت و او بدين سبب هر طفل از بنى اسرائيل كه متولد مىشد ، سر مىبريد و چون موسى متولد گشت مادرش او را در صندوق نهاد و در نيل انداخت ، كنيزكان آسيه زن فرعون آن صندوق را بر گرفتند و آسيه او را بفرزندى پذيرفت و موسى در خانهى فرعون پرورش يافت . براى تفصيل بيشتر ، جع : قصص الانبياء ، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، ص 155 - 151 . مولانا اين قصه را با تفصيل و بسط تمام در دفتر سوم ، ب 840 ببعد بنظم آورده است . ديدهى ما چون بسى علت در اوست * رو فنا كن ديد خود در ديد دوست ديد ما را ديد او نعم العوض * يا بى اندر ديد او كل غرض بسيار اتفاق مىافتد كه انسان امرى را وسيلهى آسايش و رفاه و فزونى مال و جاه مىپندارد و ده اسبه در پى آن مىتازد و همان امر ، عاقبت ، وى را در تنگى معيشت و ذلت مىافكند و آدمى آن گاه بر اشتباه خود وقوف مىيابد و بسيار اتفاق مىافتد كه انسان به خيال خود كسى را مخالف و دشمن خويش فرض مىكند و از طرف او توقع ضرر و زحمت مىبرد ولى بر خلاف اين تصور ، از او فايده مىبيند مثل اينكه گاهى هم بر عكس تصور خود از دوستان ضرر و زيان بىشمار به دو مىرسد و اين نمونه و امثال آن كه در زندگى هر يك از ما ممكن است زياد ، روى داده باشد شاهد است بر اينكه انسان در تدبير خود هميشه راه صواب نمىرود چنان كه در ابيات پيشين مولانا اين نكته را بصراحت بيان فرموده است ، بنا بر اين آن عده از صوفيه كه توكل را ترك تدبير و سعى و طلب شمردهاند معتقد شدهاند كه دست از تدبير و طلب كشيده بايد داشت و امور را به خدا باز بايد گذاشت زيرا او بمقتضاى حكمت و رحمت عام و شامل خود آن چه را كه خير ماست بما مىرساند و چون احاطه بر جزئيات براى بشر مقدور نيست و به همين