بديع الزمان فروزانفر

361

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

مأخوذ است از حديث ذيل : لن ينفع حذر من قدر و لكن الدعاء ينفع مما نزل و مما لم ينزل فعليكم بالدعاء عباد اللَّه احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 10 - 9 . در حذر شوريدن شور و شر است * رو توكل كن توكل بهتر است حذر : ترس و خوددارى از وقوع در محل خطر و تهيه و استعمال وسايلى كه براى دفع خطر ضرورت دارد . توكل : واگذاشتن كار به وكيل و اصطلاحا ، واگذاشتن امور است بخداى تعالى و تسليم نسبت به احكام الهى . توكل در نزد صوفيه يكى از مقامات بسيار شريف و بلند است و مبتنى است بر توحيد افعالى بدين معنى كه چون سالك تصرف و قدرت حق را در عالم امكان ببيند و همه‌ى وسايل و اسباب را مسخر امر و فرمان حق يابد ، اين شهود كه ممكن است آن را « شهود تصرف و قدرت حق » بناميم هر گاه با وثوق و اطمينان بحكمت و رحمت حق نسبت به تمام موجودات توام شود از آن حالت ، اعتمادى در قلب نسبت بخداى تعالى و بىاعتنايى نسبت به اسباب و وسايل پديد مىآيد كه سالك در نتيجه‌ى آن به تمام همت ، امور خود را بعنايت حق باز مىگذارد و وثوق او بتاثير اسباب زايل مىگردد ، اين حالت را صوفيان توكل مىگويند بدان مناسبت كه گويى سالك حق تعالى را وكيل خود ساخته و مانند موكلى كه دعاوى خود را به وكيل باز مىگذارد دست از تصرف كشيده است ، حدوث چنين حالتى در قلب نزد محققان صوفيه مخالف كسب و عمل نيست زيرا عدم اعتماد بر اسباب و وثوق به خدا ، ترك اسباب را معنى و نتيجه نمىدهد بلكه انسان هر گاه اسباب را موجب رسيدن به مقصود نداند و معتقد باشد كه كارها بدست خداوندى است حكيم و مهربان كه بر مصلحت از خود او واقف تر است درين صورت اگر گاهى هم به مقصود نرسد زياد غمگين نمىشود