بديع الزمان فروزانفر
354
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
قدرتهاى ظاهرى در خور تعلّق و آويزش خاطر نيست و از آن بايد گذشت تا ملك جاويد بدست آيد . ترك ملك ظاهر مبتنى است بر خلاف نفس ، و ميوهء مجاهدت و رياضت است بدين مناسبت و نيز بمناسبت پيروزى خرگوش مولانا در بارهء « جِهادِ اصْغَر » و پيكار با دشمنان بيرونى و « جِهادِ اكْبَر » كه نبرد انسان با خود و خودى است بحث مىكند ، نفس را با دوزخ يكى مىشمارد و در روايات آمده است كه دوزخ به هيچ چيز سير نمىشود و هَلْ مِنْ مَزيد مىزند تا خداى قدم رحمت در آن فرو مىهلد و در آن هنگام است كه دوزخ شعلهور تشنه كام و مردم او بار آرام مىگيرد و آتش آز و حرص بحر آشام وى فرو مىنشيند و مىفسرد ، نفس را نيز بنور خدا و دستگيرى پير مىتوان تهذيب كرد و گرنه كارى بس دشوار است زيرا كُشتن نفس ، نوعى از خود كشتن است كه سالك بميل و رغبت خود ، بدان تن نمىدهد و مانند خصم كشتن نيست كه از روى رغبت و ميل انجام مىپذيرد و از اين رو نتيجه مىگيرد كه دلير و شجاع حقيقى كسى است كه نفس خود را پاك و بىآلايش و مطيع و منقاد سازد و گرنه كشتن دشمنان و پيروزى در نبرد بيرونى كارى سهل است . اين مطلب بمنزلهء زمينه سازى و تمهيد مقدّمه است براى طرح حكايت عمر و رسول قيصر .