بديع الزمان فروزانفر
71
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
جان گرگان و سگان از هم جداست * متحد جانهاى شيران خداست مثنوى ، ج 4 ، ب 414 گفت معشوقم تو بوده ستى نه آن * ليك كار از كار خيزد در جهان نظير آن از گفتهى مولانا : ز هر سو بانگ ناى و چنگ مستان * ز هر كارى بلا بد كار زايد ديوان ، ب 7108 كار از كار خيزد : مثل است . ( امثال و حكم دهخدا ، طبع طهران ، ج 3 ، در ذيل همين مثل ) . اى مرا تو مصطفى من چون عمر * از براى خدمتت بندم كمر عمر بن الخطاب خليفهى دوم خواهر زادهى ابو جهل بن هشام و از اشراف و پر دلان و نيرومندان قريش بود و تا او اسلام نياورد مسلمانان نمىتوانستند در مسجد الحرام نماز بخوانند و چون او مسلمان شد مسلمانان نيرو گرفتند و اسلام را آشكارا كردند ، او در زمان حضرت رسول اكرم ( ص ) و در خلافت ابو بكر و روزگار خليفتى خود بتن و مال در پيش رفت اسلام مىكوشيد و فتوحات اسلام در عهد خلافتش بسط و گسترش بسيار يافت ، مولانا درين بيت همين مطلب را در نظر دارد . ( براى كيفيت اسلام عمر و تاثير آن ، جع : سيرهى ابن هشام ، طبع مصر ، ج 1 ص 371 - 364 تاريخ طبرى ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 225 ) . [ از خداوند ولى التوفيق در خواستن توفيق رعايت ادب در همه حالها و بيان كردن وخامت ضررهاى بىادبى ] از خدا جوييم توفيق ادب * بىادب محروم گشت از لطف رب توفيق : سازگار كردن ، و در اصطلاح متكلمين از معتزله دعوت خداست بطاعت و فرمانبردارى و نزد اشعريان آفرينش قدرت بر طاعتست از جانب