بديع الزمان فروزانفر

68

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

ديگر خيالى آورى ز اول ربايد سرورى * آن را اسير اين كنى اى مالك الملك و حشم ديوان ، ب 14654 ببعد آن خيالاتى كه دام اولياست * عكس مه رويان بستان خداست ظاهرا مراد از « مه رويان بستان خدا » معانى غيبى است خواه از جنس واردات و احوال قلبى و يا انواع كشف باشد يا از جنس كرامات و درجات قرب كه همه آنها فيض فضل حق است و سبب سكون خاطر و اطمينان قلب و ظهور آنها محبوب و دل خواه اولياست و شايد كه دل بستگى و تعلق خاطر بدانها موجب توقف و سير اوليا بسوى كمال اتم و بالاتر كه رسيدن به خدا يا خدايى است گردد و دام راه آنها بشود ، اين توقف و آرامش بهر چه غير خدا باشد نزد صوفيان بلند نظر و دور پرواز ، نوعى مرگ و عين حرمان است و بدين سبب مشايخ بزرگ به هيچ مقامى از مدارج قرب و كمال سر فرو نمىآورده و پيوسته خواهان زيادت بوده‌اند و از با يزيد نقلست كه گفت : بيست و اند مقام بر ما شمردند گفتم ازين همه هيچ نخواهم كه اين همه مقام ، حجاب است » و هم او گفت : « اگر صفوت آدم و قدس جبرئيل و خلت ابراهيم و شوق موسى و طهارت عيسى و محبت محمد عليه السلام به تو دهند زينهار راضى نشوى و ما وراى آن طلب كنى كه ما وراى كارهاست ، صاحب همت باش و به هيچ فرو ميا كه بهر چه فرو آيى بدان محجوب شوى . » وهم از بايزيد روايت كرده‌اند كه : « گفت كسانى كه پيش از ما بوده‌اند هر كسى به چيزى فرو آمده‌اند ما به هيچ فرو نيامديم و يك بارگى خود را فداى او كرديم . » ( تذكرة الاولياء ، ليدن ، ج 1 ، ص 143 ، 144 ، 160 ) و تشبيه احوال و معانى قلبى به خيال يا از آن جهت است كه مانند خيال دير نمىپايد و چون برقى