بديع الزمان فروزانفر
60
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
صبر پروردن خلاف راى دانشمند بود * طفل خرما دوست دارد صبر فرمايد حكيم همان مأخذ ، ص 136 عشق بازى نه طريق حكما بود ولى * چشم بيمار تو دل مىبرد از دست حكيم همان مأخذ ، ص 238 اين عادت انسانست كه تا دست بوسائل مادى دارد خدا را به ياد نمىآرد و همين كه از اسباب ظاهرى نوميد گرديد بقواى غيبى روى مىآورد و دست بدامن قدرت بىنهايت حق مىزند ، در قرآن كريم اين حالت بارها وصف شده است از جمله در آيهى شريفه : فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ : ( العنكبوت ، 65 ) پادشاه نيز بحسب همين عادت وقتى كه ناتوانى طبيبان و سوء تاثير داروها را معاينه كرد ، متوجه شد كه فوق اين همه اسباب ظاهرى ، سبب سازى هست كه علل و اسباب بفرمان او اثر مىبخشد از اين رو با كمال اضطرار و نگرانى تمام بسوى مسجد و بدرگاه حق تعالى رفت . پا برهنه دويدن ، حاكى است از شدت اضطراب و نگرانى كه فرصت پوشيدن كفش هم نيافته باشد . رفت در مسجد سوى محراب شد * سجده گاه از اشك شه پر آب شد يكى از شرايط استجابت دعا اضطراب و حس بىچارگى و ديگر رقت قلب و ريختن اشك است بدين مناسبت سهل بن عبد اللَّه تسترى ( متوفى 283 ) گفته است : نزديكترين دعا به اجابت دعايى است كه بمقتضاى حالت قلبى باشد . و آن را به اضطرار تفسير كردهاند . و گفتهاند كه بهترين دعاها آنست كه حزن موجب آن شود ( رسالهى قشيريه ، طبع مصر ، ص 119 ، ) و گريستن و حتى خود را بگريه زدن از آداب دعا شمرده مىشود ( سفينه البحار ، طبع ايران ، ج 1 ، ص 446 ) .