بديع الزمان فروزانفر

323

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

و در تعبيرات حكما مرادف علت است . جع : تعريفات جرجانى ، كليات ابو البقا ، كشاف اصطلاحات الفنون در ذيل : سبب . زلت : لغزش . استدلال است از طريق معنى لغوى بر اينكه اسباب به خود موثر نيستند بدان مناسبت كه ريسمان در چاه بوسيله‌ى چرخ فرو مىرود و از خود حركتى ندارد ولى چرخ را هم انسان يا موجود زنده‌ى ديگر از قبيل گاو و اسب و شتر در حركت مىآورد و بر اين قياس ، سلسله‌ى اسباب هم كه مانند ريسمان ، وسيله‌ى ظهور آثار و افعال است به حق تعالى منتهى مىشود و آنها مجراى فعل حق هستند . اين رسنهاى سببها در جهان * هان و هان زين چرخ سر گردان مدان تا نمانى صفر و سر گردان چو چرخ * تا نسوزى تو ز بىمغزى چو مرخ صفر : تهى و خالى . مرخ : درختى است وحشى و بيابانى كه آن را بپارسى « بيد دشتى » مىگويند و عربان از چوب آن ، آتش زنه مىساخته‌اند ، طريق ساختن آن چنين است كه ازين چوب سبز و تر دو شاخه‌ى كوتاه به شكل مسواك مىبريده‌اند و سر يكى را تيز مىتراشيده‌اند و در شاخه‌ى ديگر حفره و گودال مانندى مىكنده‌اند و نوك آن شاخه را درين حفره مىنهاده‌اند و مىچرخانيده‌اند و در نتيجه جرقه‌اى ازين دو چوب بيرون مىجسته است ، چوب اولين « زند » و دومين « زنده » نام داشته است ، مرخ را بر چوب نر و بقولى بر ماده نيز اطلاق مىكرده‌اند ، مقابل آن « عفار » است . ز آن بر فروز امشب كاندر حصار باشد * او را حصار ميرا مرخ و عفار باشد منوچهرى ، ديوان ، ص 20