بديع الزمان فروزانفر
15
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
به شرط باشد سبب تصفيهى روح از آلايشها و كدورتهاست و به همين دليل صوفيان سماع را يكى از وسايل تهذيب نفس و تصفيهى باطن بلكه آرايش جان و دل مىشمردهاند و گاهى بر عبادات ظاهر ترجيح مىدادهاند زيرا چنان كه آتش همه چيز را در خود مىسوزاند سماع نيز هوى و آرزوى غلط را در وجود سالك ، پاك از ميان مىبرد و دل وى را براى قبول وارد غيبى و انوار حقيقت آماده مىسازد و از آن جا كه دل بىعشق و جان دور از محبت در نظر صوفى فسرده و جماد است و به كار نمىآيد و كسى كه ذوق ندارد با دواب و چار پايان برابر است در مصراع دوم فرموده است كه هر كه آتش عشق و ذوق ندارد نيست و نابود بهتر . و شبيه بدين معنى است گفتهى مولانا : آتش فتاد در نى و عالم گرفت دود * زيرا نداى عشق زنى هست آتشى ديوان ، ب 31831 آتش عشق است كاندر نى فتاد * جوشش عشق است كاندر مىفتاد بعضى از حكماء پيشين و نيز صوفيه معتقد بودهاند كه عشق در همه موجودات سارى است زيرا هيچ موجودى نيست كه تماميت و كمال وجود خود را طالب نباشد و محرك اشيا در عالم وجود همين عشق بكمال است ، ابو على سينا اين مطلب را بتفضيل در جواب ابو عبد الله فقيه معصومى ( مقتول بامر محمود غزنوى در رى سال 420 ) بيان كرده است و آن را « رساله فى العشق » خواندهاند . صدر الدين شيرازى در مجلد سوم از كتاب مهم خود بنام « الاسفار الاربعه » نيز بحثى تمام و مستوفى دارد و در آن خلاصهى گفتار ابن سينا را مندرج ساخته