بديع الزمان فروزانفر
309
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
غريزهى حب ذات و خود خواهى قوىترين غرائز انسانى است و همين غريزه در همهى غرائز و آرزوها و شهوات پنهان و آشكار وجود دارد و حقيقت امر آنست كه انسان هر چيزى را كه مىخواهد به حكم اين غريزه مىخواهد ، اگر مال است براى آن مطلوب است كه وسيلهاى است براى رسيدن بزندگى خوشتر و بهتر و اگر شهوت جنسى است براى نيل لذتى است كه اين غريزه ، خوشى و التذاذ خود را در آن يافته است و حب جاه و رياست طلبى خود ظهور بىپرده و آشكار اين غريزه ثابت و ريشه دار است ، غضب و خشم و حسد و بخل و ديگر غرائز ناپسند نيز از آن سر چشمه مىگيرد زيرا دفع مضرت بهر صورت كه باشد خواه به شكل كينه جويى و بد سگالى يا نگهدارى مال و منع حقوق ديگران در نتيجه براى حفظ منفعتى است كه به خود انسان باز مىگردد و اگر نيك بنگريم آدمى خود را دوست مىدارد و هر كس يا چيزى را كه بدان عشق مىورزد براى آنست كه عكس اميد و آرزوى خود و منفعت خويش را بر آن چيز يا در آن كس يافته است پس محبوبيت و مطلوبيت اشخاص و اشياء ، سايه و انعكاس غريزهى حب ذات است و اگر آدمى در دفاع از حقوق و يا حفظ منافع ديگران مىكوشد از آن جهت است كه آنها را عايد به خود مىپندارد و بنا بر اين مىتوان گفت كه محبوبيت و مطلوبيت ، نوعى از انبساط و گسترش حب ذات و خود خواهى است و چون اين غريزه بنحو موكد و شديد بامرى تعلق گيرد تمام همت و ارادهى انسان بدان امر متوجه مىگردد و آن را بر همه چيز رجحان مىدهد و گاه نسبت بدان خشوع و فروتنى از حد مىگذراند و پرستش آغاز مىكند ، با نظر دقيق خدا پرستى عامهى مردم نيز خود پرستى است بدان سبب كه خدا را براى حفظ منافع و رسيدن به آمال و آرزوها و يا دفع مضرت و زيانهاى مادى و معنوى ( واقعى و خيالى ) مىپرستند و پرستش آنها در حكم معاوضه و تجارت است و هم از آغاز ، بشر خدايان را بتصور جلب منفعت و دفع ضرر پرستيده