بديع الزمان فروزانفر

263

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

ناظر به ايجاد ، و اثبات آن نظر به كسب است . صوفيه آن را تعبيرى از فناء افعالى مىگيرند كه سالك در آن مقام خود را مقهور تصرف حق مىبيند و وجهه‌ى نفسى او كه مناط اسناد فعل است به كلى مضمحل و نابود مىشود ولى چون پيغمبر ص بدرجه‌ى بقاء بالله نيز رسيده بود بدين جهت فعل به صورت نفى و اثبات وارد شده است . بقاء بالله درين مرتبه آنست كه سالك پس از حصول فنا و اضمحلال وجهه‌ى نفسى ، وجود خود را مرتبه‌اى از مراتب وجود حق مىبيند و فعل را به خود اسناد مىدهد ليكن به اعتبار وجهه‌ى الهى و نه وجهه‌ى نفسى . مقصود مولانا نيز همين فنا و ناچيزى بشر است نسبت بقدرت مطلقه‌ى حق تعالى . براى اطلاع بيشتر از عقائد مفسرين ، جع : تبيان طوسى ، طبع ايران ، ج 1 ، ص 788 ، لطايف الاشارات از ابو القاسم قشيرى ، نسخه‌ى عكسى ، كشاف زمخشرى ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 529 ، تفسير ابو الفتوح رازى ، طبع طهران ، ج 2 ، ص 520 ، تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 4 ، ص 527 ، بيان السعادة ، طبع ايران ، ج 1 ، ص 314 . اين نه جبر اين معنى جبارى است * ذكر جبارى براى زارى است جبر : كسى را از روى اكراه و بناخواست بر كارى داشتن ، اصطلاحا اسناد فعل بنده به حق تعالى ، عقيده‌ى كسانى كه مىگفتند بنده به هيچ روى قدرت بر فعل ندارد خواه بنحو موثر يا به صورت كسب ( عقيده‌ى اشعريه ) و ميان انسان و جمادات در ظهور فعل هيچ تفاوتى نيست و هر چه از انسان بظهور مىرسد فعل و كرده‌ى خداوند است . كشاف اصطلاحات الفنون در ذيل : جبر ، جبريه : جبارى : اسم مصدر از جبار كه يكى از اسماء الهى است و در معنى آن خلافست بعضى آن را بمعنى بلند پايه و دور از دسترس و بعيد المنال و برخى