بديع الزمان فروزانفر

225

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

كيميا : كلمه‌ى يونانى است بمعنى مكر و حيله و اصطلاحا اطلاق مىشود بر علمى كه بوسيله‌ى آن مىتوان مس را به طلا و قلع را به نقره تبديل نمود ، نيز ماده‌ى مكملى كه در نتيجه‌ى اين علم بدست مىآيد و سبب تبديل ماده‌ى معدنى بماده‌ى كامل تر از آن مىشود ، مرادف : اكسير . جع : مقدمه‌ى ابن خلدون ، طبع بولاق ، ص 453 - 444 ، نفائس الفنون ، طبع ايران ، ج 2 ، ص 110 - 103 محيط المحيط ، در ذيل : كيمياء . معجزه : خارق عادتى است مقرون بتحدى و ادعا كه بر دست پيغمبران جارى شود . سيميا : لفظى است مأخوذ از عبرى مركب از « شم » يعنى اسم و « يه ) يعنى اللَّه و اصطلاحا ، اطلاق مىشود بر علمى كه انسان بسبب آن متمكن مىشود بر اظهار آن چه مخالف عادت است يا منع آن چه موافق عادت است و بعضى گفته‌اند كه عبارت است از ايجاد صور خيالى كه در حس وجود ندارد ، علم اسرار حروف را نيز از شعب سيميا دانسته‌اند و آن علمى است كه فايده‌اش تصرف نفوس ربانى است در عالم طبيعت بمدد اسماء حسنى و كلمات الهى ، ناشى از حروف كه محيط به اسرار آفرينش است . جع : نفائس الفنون ، طبع ايران ، ج 2 ، ص 115 - 110 ، مقدمه‌ى ابن خلدون ، طبع بولاق ، ص 430 ، محيط المحيط ، در ذيل : سوم . اين ثنا گفتن ز من ترك ثناست * كين دليل هستى و هستى خطاست ثنا و ستايش از آثار صحو و هشيارى و صفت سالكى است كه در مقام تفرقه باشد و حق را از خلق جدا بيند و آن مستلزم بقاء سالك و شعور او به خود و خلق و خالق است و نتيجه‌ى آن ، اثبات غير و حاصل آن ، شرك و دوگانگى است و ازين رو ستايش و ثنا گفتن در حقيقت ترك ستايش بلكه نوعى از اشراك است و نزد صوفيه كمال سالك آنست كه از خود فانى و به حق باقى گردد .