بديع الزمان فروزانفر
200
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
حوادث به اختيار هيچ كس نيست و سنت خدايى و قانون طبيعت بر اينست كه شخص واجد شرائط و داراى كمال موفق باشد و پيوسته پيش برود و ناقص فاقد شرائط در حضيض مذلت بماند بلكه روز بروز به عقب باز رود و روى سعادت نبيند و از دگر سوى حاسد علاوه بر اينكه از كمال محسود بسبب عدم طلب ، محروم مىشود نزد مردم نيز ارجى و مرتبهاى ندارد و او را بدوست نمىگيرند و از وى متنفر مىگردند و از مساعدت و هدايتش تن مىزنند . بنا بر اين حسد ، عقبه و مشكل حل ناشدنى سلوك است كه كمتر كس از آن رهايى تواند يافت . براى تفصيل بيشتر ، جع : رسالهى قشيريه ، چاپ مصر ، ص 72 ، احياء العلوم ، چاپ مصر ، ص 138 - 128 . اين جسد خانهى حسد آمد بدان * از حسد آلوده باشد خاندان گر جسد خانهى حسد باشد و ليك * آن جسد را پاك كرد اللَّه نيك طَهِّرا بَيْتِيَ بيان پاكى است * گنج نور است ار طلسمش خاكى است طَهِّرا بَيْتِيَ : اشاره است به آيهى كريمه : وَ عَهِدْنا إِلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ . ( البقرة ، آيهى 125 ) . جسد : جسم داراى رنگ ، جسم مركب . جسد و بدن خاكى سر چشمهى احتياج و فقر است و حسد نيز از احتياج و نقص ناشى مىشود بدين جهت مولانا جسد را خانه و منزلگاه حسد خوانده است ولى همين خانهى آلوده به حسد و انواع نقص بموجب آيهى قرآن « ان طهرا بيتى » اضافه و نسبتى به حق تعالى دارد كه اصل كمالات و مبدا نور و پاكى است و اين اضافه ، تشريف جسد است كه دل در آن قرار دارد كه حق در آن متجلى است و خانهى خداست بمعنى حقيقى .