بديع الزمان فروزانفر

192

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

در حالت خواب ، آدمى خيال را واقع مىپندارد و ماده‌ى توليد و حيات و نيروى خود را فرو مىريزد و چون بيدار شود جز پليدى و پشيمانى حاصلى نمىبيند ، عدم استقرار آدمى در طلب لذات و تفنن در امور شهوانى مىتواند شاهدى باشد بر اينكه انسان در هيچ مرحله از مراحل لذت يا بى بكمال مطلوب و نهايت مراد خود نرسيده است چه وصول كمال مستلزم سكون و آرامش است و كامجويان و مال اندوزان و جاه طلبان تا وقتى كه اين محركات بسبب ضعف بدن و فقد عوامل از كار فرو نه ايستند ، روى آرامش و آسايش را در خواب هم بينند و پيوسته در طلب آسايش مفروض رنج مىبرند مانند آن مرد باده گسار يا افيونى كه هر روز جرعه و پياله‌اى يا بست افيونى بر عادت مقرر مىافزايد تا مگر بخوشى و لذت تمام برسد و هر چند كه خود را بمطلوب نزديك تر مىخواهد فرسنگ‌ها از آن دور تر مىافتد و صحت و عافيت و اندوخته‌ى خويش را نيز بر باد مىدهد . و ظاهرا اين تمثيل ، شرح و بيان اين حديث است : الدنيا حلم ، الدنيا كحلم النائم . احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 81 ، 141 . قال ابو حازم و ما الدنيا اما ما مضى فحلم و اما ما بقى فامانى . عيون الاخبار ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 330 . و رودكى مىگويد : اين جهان پاك خواب كردار است * آن شناسد كه دلش بيدار است و لما ذكرت الدنيا عند الحسن البصرى رحمه اللَّه انشد و قال : احلام نوم او كظل زائل * ان اللبيب بمثلها لا يخدع جع : احياء علوم الدين ، طبع مصر ، ج 3 ، ص 148 كه اين روايت و شواهد ديگر در آن جا نقل شده است . اصل اين مثل ظاهرا مقتبس است از گفته‌ى محمد بن على حكيم ترمذى :