بديع الزمان فروزانفر

187

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

مىگرداند يا آن كه اين بار را از روى دل و دوش او بر مىگيرد ولى در حال صحو و هشيارى كه به خود باز مىآيد و جمع او بتفرقه بدل مىشود او مكلف است و اين بار را به خود بر مىدارد و در مجاهده مىافتد و ميانه‌ى خواطر ربانى و الهام ملكى و وسواس شيطانى بايد خود داورى كند پس درين حالت مانند كسى است كه در درياى طوفانى گرفتار شود و بنيروى بازو و شناورى ، ناچار باشد كه خود را بساحل كشاند و اگر در كشتى نشسته باشد كشتى او را مىبرد و بيم طوفان هر لحظه خاطرش را تشويش نمىدهد از اين رو مولانا حالت سرك را بر صحو ترجيح مىدهد آرزو مىبرد كه مانند اصحاب كهف در حالت بىخودى و يا مانند نوح در كشتى عصمت محمول باشد تا از اضطراب فكر و خاطر امان يابد ، ترجيح سكر بر صحو ، مسلك طيفوريان يعنى پيروان ابو يزيد طيفور بن عيسى بسطامى است و ترجيح صحو بر سكر روش جنيديان ( پيروان ابو القاسم جنيد ) است . ( كشف المحجوب هجويرى ، طبع لنين گراد ، ص 236 - 230 ) . اى بسى اصحاب كهف اندر جهان * پهلوى تو پيش تو هست اين زمان غار با او يار با او در سرود * مهر بر چشم است و بر گوشت چه سود بعقيده‌ى صوفيه هر يك از انبيا و اوليا مرتبه‌ى از مراتب ظهور حق هستند كه بمعانى و اوصاف خاص ممتاز مىشوند و به اين اعتبار هر يك را « كلمه » مىنامند فى المثل كلمه‌ى موسوى نمودار كثرت و حفظ آداب شريعت و كلمه‌ى عيسوى نشانه‌ى وحدت و كلمه‌ى محمدى نماينده‌ى جامعيت است و چون اعتبار بمعانى و اوصاف است و جنسيت نزد صوفيه بمعنى متحقق است نه به صورت پس هر جا كه آن اوصاف و معانى را بيابيم آن حقيقت و ظهور را يافته‌ايم مثل آن كه آب در كوزه و در پياله و در قدح ريزند كه در هر يك كه باشد صفات آب با آن همراه است و تشنگى را فرو مىنشاند و تشنه ، به اختلاف ظروف از نوشيدن آب صرف نظر