بديع الزمان فروزانفر
166
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
ميلان : به فتح اول و سكون دوم مخفف ميلان است ( به فتح اول و دوم ) كه بمعنى تمايل و گرايش به چيزى است و مولانا بمعنى شهوت و محبت استعمال كرده است . محبت و عداوت هر دو سبب مىشود كه انسان چيزى را چنان كه هست نه بيند زيرا اين هر دو حالت خروج از اعتدال است و بدين جهت دوست عيب نمىبيند و نظر همه بر محاسن و خوبيها دارد و دشمن جز عيب نمىبيند و همواره چشم بر بديها و زشتيها مىگمارد ولى نظر معتدل هر يك را بجا و در حد خود مىنگرد و از هيچ طرف افراط نمىكند ، مولانا در اين تمثيل ببيان اين نكته كه گفتيم توجه دارد و مىخواهد بگويد كه هر داورى كه مبتنى بر غرض باشد خواه آن غرض صورت محبت داشته باشد يا در كسوت عداوت جلوه گر شود ، آن داورى درست نيست و بيرون از عدل و ناشى از عدم تساوى باطن و انديشهى قاضى است نسبت بدان چه دربارهى آن حكم مىكند و مانند داورى است كه دلايل يكى از دو خصم را بشنود و دلايل آن ديگر را ناديده انگارد . اين تمثيل مأخوذ است از مرزبان نامه ( طبع ليدن ، 83 ) كه شيخ عطار نيز آن را در اسرار نامه ( طهران ، 1338 ، ص 99 ) بنظم آورده است . مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 7 . خشم و شهوت مرد را احول كند * ز استقامت روح را مبدل كند خشم و شهوت هر يك بنوبت خود انفعالى در نفس ايجاد مىكند و اعتدال و بىطرفى آن را بر هم مىزند تا انسان حقيقت را چنان كه هست نمىبيند و به طرف افراط يا تفريط مىرود به همين جهت كارهايى مىكند كه به ميزان عقل درست در نمىآيد و اين امرى روشن است و در زندگانى عادى همه وقت ديده مىشود ، همچنين است تمايل روح و اعتقاد و ايمان به چيزى يا بشخصى كه در نتيجهى آن مرد معتقد ،