بديع الزمان فروزانفر
136
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
گرنه اين نام اشتقاق دوزخ است * پس چرا در وى مذاق دوزخ است زشتى آن نام بد از حرف نيست * تلخى آن آب بحر از ظرف نيست حرف ظرف آمد در او معنى چو آب * بحر معنى عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ ام الكتاب : لوح محفوظ در لسان شرع ، علم حق تعالى بوجه شمول و كليت . ( لطايف الاشارات ، از ابو القاسم قشيرى ، نسخهى عكسى ، تفسير امام فخر رازى ، چاپ آستانه ، ج 5 ، ص 310 ، تفسير ابو الفتوح ، طبع طهران ، ج 3 ، ص . ) وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ ( الرعد ، آيهى 39 ) . جهنم و دوزخ را باطن و اصلى است كه نزد صوفيه عبارت است از ملكات بد و اخلاق زشت و نفسانى و ظاهر و صورتى كه آتش و انواع عذاب خارجى است بنا بر اين مبدا نفاق و هر عمل زشت ديگر ، دوزخ باطنى است كه سرچشمهى همهى اعمال ناشايسته و نامشروع است و همچنان كه در اشتقاق لفظى از لفظ ديگر ميان مشتق و مشتق منه مناسبتى وجود دارد ما بين اعمال و ملكات و اخلاق هم ، اين مناسبت موجود است و اين تاثيرى كه لفظ نفاق از كراهت و نفرت بوجود مىآورد خاصيت حروف نيست بلكه اثريست كه از آن صفت بد بر اين لفظ منعكس مىگردد مثل اينكه شيرينى و تلخى كه در آشاميدن آب حس مىكنيم هم از آبست و بكاسه و پياله ارتباطى ندارد آن گاه بمناسبت ذكر معنى متوجه مىشود كه اصل هر معنى كه در جهان خارج است ذات حق و اسما و صفات پاك اوست و از اين رو آن را « بحر معنى » مىخواند چنان كه گفته است : گفت المعنى هو اللَّه شيخ دين * بحر معنيهاى رب العالمين مثنوى ، ج 1 ، ب 3338 براى توضيح بيشتر دربارهى اينكه اخلاق بد ، اصل جهنم است به مثنوى ، ج 1 ، ب 1373 ببعد ، مراجعه فرماييد .