بديع الزمان فروزانفر

128

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

عمل واحد است و حاصل آن قطع رشته‌ى زندگى است و همچنين است تصرف در مال غير كه غصب يا سرقت است ولى قاضى ، سفيه يا صغير را از تصرف منع مىكند و خود قايم مقام وى مىشود ولى نزد صوفيه صلاح و فساد عمل مبتنى است بر نتيجه و اثرى كه از آن متولد مىگردد و بنا بر اين هر عملى كه موجب نقص و انحطاط باشد و صفات و اعمال ناستوده از آن در ظهور آيد خواه موافق ظواهر شرايع و يا بر خلاف آنها باشد مذموم و نامطلوب است و سالك از آن بايد دورى جويد فى المثل اگر عبادت ، خود بينى و غرور توليد كند و يا تحصيل علوم دينى براى نيل برياست دنيوى و بوسيدن دست و بالا نشستن باشد آن عبادت و تحصيل ، حجاب راه و نزد خدا غير مقبول است و ظاهرا به همين علت مشايخ صوفيه ، اذن و اجازه‌ى مرشد را در صحت عمل شرط مىدانند زيرا مرشد با اطلاعى كه بر احوال باطنى مريد حاصل مىكند به خوبى در مىيابد كه كدام يك از عبادات و اعمال بر مناسب حال مريد است و مىتواند در نيل سالك بمدارج كمال موثر افتد بىآن كه نفسانيت و غرور و خود بينى وى را بر انگيزد و بنا بر اين مقدمه هر عملى كه مرد كامل مىكند چون بر وفق مصلحت مىكند و نظر بر عاقبت دارد آن عمل ، درست و صحيح است ولى ناقص كوتاه بين از چنين نظر محروم است و كار او با عمل مرد كامل در خور سنجش و مقايسه نتواند بود اگر چه عمل به صورت ظاهر يكسان مىنمايد و از راه حس تفاوتى ندارد چنان كه شير درنده كه در پارسى با ياء مجهول و مانند كسره‌ى كشيده تلفظ مىشود با شير خوردنى كه با ياء معروف تلفظ مىشود در نوشتن مانند هم است ولى در خارج آن يكى مردم را مىخورد و آن ديگر غذاى مردم است ( جع : بيان السعادة ، طبع ايران ، ج 1 ، ص 71 . نيز مثنوى ، ج 1 ، ب 1603 ببعد ) . جمله عالم زين سبب گمراه شد * كم كسى ز ابدال حق آگاه شد