بديع الزمان فروزانفر

93

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

عجائب تاريخ تصوف است و هيچ كس نمىتواند به از مولانا آن را شرح دهد ، ديوان كبير مولانا شرح اين قصه شور انگيز است ، ( جع : رساله در تحقيق احوال و زندگانى جلال الدين محمد و ضمائم آن ، طبع طهران ، ص 91 - 48 ، 211 - 200 ) . مصراع دوم اشاره است بعقيده‌ى منجمين كه جاى آفتاب را در فلك چهارم فرض مىكرده‌اند . لا تكلفنى فانى فى الفنا * كلت افهامى فلا احصى ثنا لا احصى ثنا : مأخوذ است از حديث : اللَّهم انى اعوذ برضاك من سخطك و اعوذ بمعافاتك من عقوبتك و اعوذ بك منك لا احصى ثناء عليك أنت كما اثنيت على نفسك . احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 2 . ثنا گفتن نشانه صحو و هشيارى است و كسى كه بىخويش و مستغرق باشد رسوم و آثارش در مشهود خود فانى و مضمحل مىشود و بيانش منقطع مىگردد و بدين مناسبت است كه مولانا از ستايش و ثناى شمس تبريزى مىزند زيرا حال استغراق و بىخودى بر وى غالب شده است . و از ابو القاسم جنيد ( متوفى 297 ) نقل كرده‌اند : من عرف اللَّه كل لسانه . ( كشف المحجوب ، چاپ لنين گراد ، ص 3 ، 464 ) و ابو بكر واسطى ( متوفى حدود 320 ) گفته است : من عرف اللَّه تعالى انقطع بل خرس و انقطع . ( رساله‌ى قشيريه ، چاپ مصر ، ص 141 ) . من چه گويم يك رگم هشيار نيست * شرح آن يارى كه او را يار نيست مقصود آنست كه شرط بيان و وصف از هيچ طرف وجود ندارد چه نسبت