حسين فاطمى
75
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
آنچه در او است از غمها و كدورات ، و بذل نموده ثواب دائم و نعمتهاى ابدى جاويد را . شعر : االدّهر ساومني عمري فقلت له * ما بعت عمري بالدّنيا و ما فيها ثمّ اشتراه بتدريج بلا ثمن * تبّت يدا صفقة قد خاب شاريها در معجزات امام محمّد باقر عليه السّلام تحفة المجالس معجزه بيست و هفتم ابو بصير روايت مىكند كه : روزى امام محمّد باقر عليه السّلام از شخصى احوال راشد را پرسيد . آن مرد گفت : او را زنده و تندرست گذاشتيم و تو را سلام مىرساند . آن حضرت فرمود كه : حق تعالى بر او رحمت كند . آن شخص عرضكرد . يابن رسول اللّه ! مگر راشد را موت دريافت ؟ حضرت فرمود : بلى ، بعد از بيرون آمدن تو از آن حدود به دو روز فوت شد . آن مرد گفت : و اللّه ! او را صحيح و بى علت گذاشتم و آمدم . آن حضرت فرمود كه : مردن به غير مرض و علت نيز مىباشد . را وى گويد : من عرض كردم يابن رسول اللّه ! راشد چطور كسى بود ؟ فرمود : او مردى از محبان و دوستان ما بود ، امّا شما نمىدانيد كه ما مىبينيم از نزديك و دور و در غيبت و حضور بر حالات شما مطلعيم و مناجات و ادعيه و حكايات شما را مىشنويم . بدحالى است شما را اگر ما را بدينطور نشاسيد . بهخدا قسم ! كه مخفى نيست بر ما هيچ چيز از اعمال و افعال شما ؛ پس بايد كه شما ما را حاضر دانيد و نفسهاى خود را به خير عادت بدهيد و از اهل خير باشيد و از اهل خير شناخته شويد و به خير معروف گرديد ؛ به درستى كه من امر مىكنم به اينها اولاد و شيعيان خود را . اشعار سعدى و چند شعر ديگر بسيار سالها به سر خاك ما رود * كاين آب چشمه آيد و باد صبا رود اين پنج روزه مهلت ايام ، آدمى * بر خاك ديگران به تكبّر چرا رود ؟ اى دوست بر جنازه دشمن چو بگذرى * شادى مكن كد بر تو همين ماجرا رود دامنكشان كه مىروى امروز بر زمين * فردا غبار كالبدت در هوا رود خاكت در استخوان روداى نفس شوخ چشم * مانند سرمهدان كه در او توتيا رود