حسين فاطمى
67
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
فرمايش مرحوم حاج ميرزا جواد آقا اى مسكين ! نظر كن آقاى تو ، مخصوص گردانيده و برگزيده و تميز داده تو را از دشمنان خود حتى در صورت و هيأت ، از جهت بدن و لباس و مسكن . و تو را منزه از تشبه به دشمنان خود نموده است . پس اگر مخالفت نمودى او را در اين حكم و اين عنايت را از او قبول ننمودى و ملبس شدى بعد از اين به لباس دشمنان او و اختيار نمودى تشبه به دشمنان او را ، عقل تو چه حكم مىكند نسبت به اين مخالفت از جسارت و قباحت ؟ آيا اين كردار جز اظهار دشمنى نسبت به پروردگار عالم چيز ديگرى است ؟ و فكر كن در نظر اين نفاق و دشمنى نسبت به پادشاهان و بزرگان دنيا ؛ مثلا اگر لباسى مخصوص براى جنود و رعيت او باشد و براى دشمنان او هم لباس خاصى بوده باشد و سلطان پارچهاى را به يكى از لشكريان خود بدهد و به او بگويد : مانند لباس دوستان و لشگريانم بدوز و بپوش ، نه به طرز دشمنان . پس او مخالفت نمايد و به هيأت دشمنان لباس را تهيّه كند و بپوشد و در حضور سلطان بيايد ، آيا اين شخص در نظر عقلا عاصى شمرده مىشود ؟ يا او را طاغى و ياغى نسبت به سلطان مىگويند ؟ پس بترس از مثل اين عمل نسبت بپروردگار متعال . در خصوص احترام قرآن در فوائد الرضويه : در حالات ميرزا صالح عرب بن حسن بن يوسف موسوى ، بعد از تمجيد و تكريم از آن جناب ذكر فرموده : سيدى بود غيور و مواظبتى فوق العاده به تلاوت قرآن مجيد داشت و در احترام قرآن اهتمامى عظيم داشت و در حال قرائت و غيرها آن را بر زمين نمىگذاشت . محدث قمى - طاب ثراه - مىنويسد : چقدر شايسته است كه تمام مسلمين خصوص اهل علم در احترامات فوق العادهء قرآن مجيد و بر تلاوت آن فرقان حميد بكوشند و ملاحظه نمايند اهل سنت را كه چقدر در اين باب اهتمام دارند . مىگويد : در سنه هزار و سيصد و بيست نه كه به مكه معظمه مشرف گشته بودم در مراجعت به كشتى سوار بودم . فراموش نمىكنم يكى از محترمين اهل سنت را كه با ما مجاور بود ، هرگاه كه مىخواست تلاوت كلام اللّه كند مصحف شريف را بدست مىگرفت و به مردم ارائه مىداد و پس أمر مىكرد