حسين فاطمى

59

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )

شعر و حديث در فضيلت عقل عقل شاه است ديگران حَشَمند * ز انكه در مرتبت ز عقل كمند . عقل را چون بيافتى بنواز * وز دل خويش جاى او برساز عقل خود كارهاى بد نكند * آنچه آن ناپسند خود نكند هر كه را عقل نيست حكمت نيست * عقل و حكمت قرين يك دگرند چنان كه امام صادق عليه السّلام فرموده : كسىكه عاقل است دين دارد و كسىكه دين دارد ، داخل بهشت مىشود . و در حديث جناب آدم عليه السّلام است كه جبرئيل نازل كرد خدمتش حيا و عقل و دين را ؛ عرض كرد : مأمورى يكى از اين سه را قبول كنى ؛ پس اختيار كرد عقل را . جبرئيل به حيا و دين گفت : شما برويد ! گفتند : ما مأموريم هر جا كه عقل است از او جدا نشويم ! امام عليه السّلام فرمود : العقل ما عبد به الرّحمان و اكتسب به الجنان ؛ « 1 » يعنى : عقل چيزى است كه با آن عبادت مىشود خدا ، و كسب مىشود با آن بهشت . امّا آنچه در معاويه و عمروعاص و امثال آنها ديده مىشود آن نكرى و شيطنت است كه شباهت به عقل دارد . و نيز فرمودند : صديق كلّ امرء عقله و عدوّ كلّ امرء جهله . « 2 » يعنى : دوست هر شخصى عقل اوست و دشمن هر فردى جهل اوست . امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : قاتل هواك بعقلك تسلم لك الموّدة و تظهر لك المحبّة ؛ « 3 » يعنى : هواى نفس را با عقل بكش ؛ دوستى و مودت براى تو آشكار مىشود . سر آن معلوم و واضح است . متابعت عقل ملازمت اخلاق حسنه است ؛ از علم و سخاوت و حسن خلق كه جلب مودّت مىكند ؛ ايمان تو نيز ، عقل تو است كه فرمودند : ليس بين الإيمان و الكفر إلّا قلّة العقل « 4 » يعنى : نيست بين ايمان و كفر ، مگر كمى عقل . تفكّر كن در اين كلام تا بر تو واضح شود كه از قلّت عقل و سستى ايمان اكثر مردمان است

--> ( 1 ) . الكافى 1 / 11 . ( 2 ) . الكافى 1 / 11 . ( 3 ) . الكافى 1 / 20 . ( 4 ) . الكافى 1 / 28 .