حسين فاطمى
57
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ » « 1 » پيدا مىشود ؛ و از صد نفر ، يكى صاحب جمال و يا صاحب حال است ؛ هر شمشير ، ذوالفقار و هر شجاع رستم يا اسفنديار نيست ؛ از هزار خوشنويس ، يكى ميرداماد و درويش است ؛ و از چندين نقاش ماهر ، يكى مانى است ؛ پس به كثرت ، از راه غفلت و جهل ، مغرور مباش ؛ مىبينى كه خاك از معادن و فلزات خيلى بيشتر ؛ و احجار زيادتر از گهر است . شعر : سالها بايد كه تا يك سنگ اصلى ز آفتاب * لعل گردد در بدخشان يا عقيق اندر يَمَن قرنها بايد كه تا صاحب قرانى چون اويس * يا چُه سلمان بندهء از فارس خيزد يا قَرَن عمرها بايد كه تا يك مجتهد آيد پديد * مجلسى از اصفهان يا مرتضى فخر زَمَن قلّت علامت باطل بودن نيست كسانىكه در مراتب عاليه رفيعه و مطالب دقيقه ، و رشيقه ، ملكه راسخه و قوّهء فوق العاده دارند ؛ بسيار كمترند از آنها كه در صنائع محسوسه و بدائع منحوسه استادند . به بهلول عاقل ، آن فرزانه كامل ، گفتند : « مجانين شهر را بشمار . فرمود : طول مىكشد عقلا را مىشمارم ! » ملاحظه كنيد ؛ طائفه نسوان و سهام مسمومهء شيطان ، و موصوفات به قلّت عقل و ايمان ، از طوايف مردان به مراتب بيشترند . شاهد بر زيادى تجويز چهار زن در نكاح دائمى علاوه بر انقطاعى ، بخصوص كه در حديث است « هر مردى در آخر الزّمان قيمّ زنان بسيارى مىشود » ، بعلاوه آيات و اخبار متواتر است در مدح قليلين و ذمّ كثيرين . چنان كه فرمود : « فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ » « 2 » و نيز فرمود : « إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ فَلَمَّا جاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ قالُوا لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ قالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ » « 3 » نيز فرمود : « مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ » « 4 »
--> ( 1 ) . سورهء شعراء ( 26 ) ، آيهء 89 . ( 2 ) . سورهء بقره ( 2 ) ، آيهء 246 . ( 3 ) . سورهء بقره ( 2 ) ، آيهء 249 . ( 4 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) ، آيهء 110 .