حسين فاطمى
27
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
عرض كرد : از خدمت شما جايى نمىروم و در خدمت شما خواهم بود و اختيار مىكنم آخرت را بر دنيا . و بيرون رفت بهسوى آن مرد خراسانى ، آن مرد خراسانى گفت : اى غلام ! بيرون آمدى از نزد حضرت صادق عليه السّلام به غير آن روى كه با آن خدمت آن حضرت رفتى ؟ ! غلام كلام آن حضرت را براى او نقل نمود ، او را برد به خدمت آن جناب ، حضرت ولاء او را قبول فرمود و امر فرمود كه هزار اشرفى به غلام دادند . « 1 » مؤلف مىگويد : اين ناچيز پير ضعيف رانده شده براى دورى از خدا و رسول ، حسين فاطمى با قلب حزين و دل شكسته خدمت آن حضرت عرض مىكنم : اى آقاى من ! تا خود را شناختهام خود را بر در خانهء شما ديدهام و گوشت و پوست خود را از نعمت شما پروريدهام ، رجاء واثق و اميد صادق دارم كه در اين آخر عمر از من نگهدارى فرماييد و از اين در خانه مرا دور نفرماييد . نتيجه زنا كردن در « انيس الادباء » از « انوار نعمانيه » نقل كرده : روى انّه كان في زمان داود عليه السّلام رجل فاسق ، فأتى إلى امرأة رجل فقير ليزنى بها فلمّا اشتغل بالزّنا وقع في قلبه انّ رجلا يزنى بامرأته ، فلمّا أتى منزله وجد رجلا فوق بطن امرأته فأخذه الى داود عليه السّلام ليقيم عليه الحدّ ، فأوحى اللّه تعالى إلى داود عليه السّلام : قل له كما تدين تدان ؛ زنيت بامرأة الرجل الفلانى فزني رجل بامرأتك . و في الحديث : انّ من زني زني به فإن لم يكن به فبأولاده و ذراريه . و روى عن النبى صلّى اللّه عليه و آله إنّه قال : لكلّ عضو من ابن آدم حظ من الزّنا ، فالعين زناها النظر ، و اللّسان زناه الكلام و الأذنان زناهما السمع و اليدان زناهما البطش و الرّجلان زناهما المشي و الفرج يصدّق ذلك و يكذّبه . يعنى : روايت شده در زمان داود عليه السّلام مرد فاسقى آمد نزد زن مرد فقيرى كه با او زنا كند همين كه مشغول زنان شد در دلش افتاد كه مردى با زنش زنا مىكند چون به منزل خود آمد ديد مردى روى شكم زنش افتاده ! او را گرفت برد نزد داود عليه السّلام تا حدّ بر او جارى نمايد ؛ وحى شد از جانب حق تعالى به داود عليه السّلام كه بگو هر عملى نمودى به مثل آن مبتلا
--> ( 1 ) . « منتهى الآمال » 2 / 341 ، تحقيق : صادق حسنزاده .