حسين فاطمى
24
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
يعنى : أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : علامات مؤمن چهار است ، خوراكش مثل خوراك مريض ، و خوابش مثل خواب كسى است كه غرق شده ، و گريه او مثل گريهء شخص فرزند مرده و نشستن او مثل نشستن نيمخيز . مؤلف گويد : اگر اهل فكر شدى ، و در خود و عمليات خود تأمّل نمودى مىفهمى كه معبود تو خداست حقيقة ، و عملا بعد الفكر و التأمّل و المراقبة خواهى ديد ، جز خلق و هواى نفس ، معبودى نداشتهاى و ندارى . لك ألف معبود مطاع أمره * دون الإله و تدّعي التّوحيدا اگر اهل علم بودى ، خواهى ديد جز جلب خلق و گنجانيدن در قلوب خلق ، فكرى و همّى تو را نبوده از تحصيل علم . و اين مراقبه است كه تو را غمين و محزون مىدارد تا به امراض باطنيّهء خود اطّلاع حاصل مىشود ، حزن و اندوه تو را لاغر نموده و ضعيف مىكند . در « مجموعهء ورام » است كه جناب عيسى فرمود : إنّ اللّه يبغض الحبر السّمين ؛ « 1 » يعنى فرموده كه خدا دشمن دارد عالم چاق و فربه را . زيرا كه فربهى او دليل غفلت اوست ، اطلاع بر امراض ، وجع مىآورد . كمخوراكى و كم خوابى رقّت قلب و گريه مىآورد ، و نبودن اينها دليل بىفكرى و عدم اطلاع بر امراض باطنيهء خود است . خبر ابى راجح حمامى و فريادرسى حضرت ولى عصر از او در « سفينة البحار » نقل شده كه ابو راجح أهل حلّه ، شغلش حمامى بود . براى تشيّع او ، جرجان صغير كه حاكم حلّه بود ، فوقالعاده او را شكنجه مىداد . بهصورت او آنقدر زدند كه دندانهاى او همه ريخت . زبان او را بيرون آوردند . ميلى از آهن از زبان او گذرانيدند . دماغ او را پاره نمودند و ريسمانى از مو در دماغ او كردند و ريسمانى به او بستند ، أمر نمود جماعتى او را در بازارهاى حلّه گردانيدند ، بهحدّى كه از پا درآمد و روى زمين افتاد . يقين به هلاكت او كردند ، امر نمود او را رها نمودند . صورت و دماغ او آماس نمود به حدّى كه يقين كردند كه در آن شب خواهد مرد . چون آن شب گذشت ، مردم گرد او جمع شدند [ و ] او را مشاهده نمودند كه به بهترين حال مشغول نماز است .
--> ( 1 ) . « مجموعهء ورّام » ص 1 / 101 . البته اين قول به مكتوب تورات نسبت داده شده .