حسين فاطمى
18
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
مىداشت بقاى او را و به او محبت داشت كه با او رفع احتياجات كند او را گذارديد ؟ و چيزى را كه مبغوض آن حضرت بود و به كراهت او را بر آن به دار زدند شبيه او را به گردن خود آويختيد ؟ به اين قياس بايد الاغ را به گردن خود بياويزيد و صليب را دور افكنيد ، و الّا خود را نادان نموديد . مؤلف گويد : مناظره ديگرى از ابن ميثم نامبرده با ملحدى در جلد اول « جامع الدّرر » ثبت شده است . طريفه در روز ماه رمضان ، مرد يهودى با مسلمانى بر سر يك خوان كه در آن گوشت و شير بود غذا مىخوردند ، مرد مسلمان كه مىدانست يهوديان ذبيحهء مسلمين را نمىخورند تعجّب كرد ، به يهودى گفت : آيا حلال است اين غذا كه مىخورى ؟ يهودى در جواب گفت : من در بين يهود ، مثل تو هستم در بين مسلمين كه روز ماه رمضان روزه مىخورى ؛ يعنى من هم مثل تو بىمبالاتم در امر دين . فرمود امير المؤمنين عليه السّلام : صديقهاى تو سه دسته هستند : 1 . دوست تو 2 . و دوست دوست تو 3 . و دشمن دشمن تو ، و دشمنان تو سه دسته هستند : 1 . دشمن تو 2 . و دشمن دوست تو 3 . و دوست دشمن تو و فرمود آن بزرگوار : دوست در صورتى دوست مىباشد كه حفظ نمايد برادر خود را در گرفتارى او و در غيبت او و وفات او و اين شعر را قرائت فرمودند : صديقك من يعادى من تعادى * و يخصم عنك ان حضر الخصام و اما من يصاحب من تعادى ، * و يضحك حين يرشقك السهام فذاك هو العدو به غير شك * فصحبته و عشرته حرام اذا صافى صديقك من تعادى * فقد عاداك و انفصل الكلام و عنه عليه السلام : اذ المرء لم يرعاك الا تكلفا * فدعه و لا تكثر عليه التأسفا ففى الناس ابدال و فى الترك راحة * و فى القلب صبر للحبيب و لو جفا و لا كل من تهواه يهواك قلبه * و لا كل من صافيته لك قد صفا اذا لم يكن اصل الوداد طبيعة * فلا خير فى ودّ يكون تكلفا