حسين فاطمى

134

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )

مىفرمايد : بدرستىكه گوش و چشم و قلب از هر يك از آنها سؤال مىشود . اگرچه از زيادى خواب توليد مىشود آفتهاى بسيار . زيرا كه زيادى خواب از زياد آشاميدن آب است و آب زياد خوردن از زياد غذا خوردن و از زياد سير بودن توليد مىشود و اين دو امر بازمىدارد نفس را از اطاعت ، و قلب را تاريك مىكند از تفكر و خشوع . قرار بده تمام خواب خود را آخر عهد خويش از دنيا ؛ يعنى هر وقت خوابيدى ، قرار بده كه ديگر از آن خواب برنمىخيزى . و ياد كن خدا را به زبان و قلب و يارى طلب كن از او ، در قيام به‌سوى نماز هر وقت كه بيدار شدى . به علت اينكه شيطان مىگويد : بخواب كه شب تو بلند است . و اراده مىكند كه فوت كند وقت مناجات تو را . و عرض حال خود را بر پروردگارت كن و غافل مشو از استغفار در سحرها بدرستىكه براى نماز گزارندگان اشراقاتى است از جانب خداوند بر قلوب اهلش . ترجمهء تفصيلى كلام « مصباح الشريعه » دربارهء خواب بدان‌كه خلّاق حكيم به حكمت كامله خود ، خواب را براى مصالح جسمانيّه و فوائد روحانيّه بدون اختيار بر انسان گماشته تا جسم و روح هر دو سالم بمانند و بر ازدواج و تعلّق خود به يكديگر باقى مانند . و باعث و مقتضى خواب در طبيعت انسانى ، بيدارى است ؛ چنان كه سبب اكل ، گرسنگى است . و فوائد خواب در طبيعت انسان ، راحتى بدن و قواى ادراكيه ظاهريه و باطنيه بدنيه است و علت هضم و نضج غذا و صحت طبيعت است . و هرگاه زمام خواب را به اختيار و اراده انسان قرار مىداد ، شايد اكثرى از افراد به واسطه حرص در مشاغل جسمانيه به علت تعلقات دنيويه و شوق در مشاغل روحانيه ، به جهت محبت الهيه و ترقيات اخرويه ترك خواب مىنمودند و اين باعث مىشود هلاك و خرابى بدن را . و فوائد خواب براى روح انسان آن است كه : چون روح انسانى لطيف و از عالم مجردات است و از عالم نورانيت و صفاست و بدن و جسم غليظ و از عالم ماده و كثافت است و داراى ظلمت و كدورت ، و مصاحبت هر شيئى با غير جنس خود ، موجب نفرت شديد و هلاكت و يا فرار و مفارقت است از غير هم‌جنس خود ، لهذا هرگاه بيدارى براى انسان بر دوام بود ، روح به سبب محروم ماندن از عالم خود كه مجردات است و در تنگناى مصاحبت با ضد خود ماندن ، قطعا فرار از بدن مىنمود و در محبس طبيعت باقى نمىماند كه كسب كمالات و معارف نمايد . پس حكيم قادر مختار خواب را