حسين فاطمى
129
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
متفرقات في « روضات الجنات » رأيت في بعض المواضع المعتبرة انّ مولينا محسن الفيض كتب الى مولينا عبد الرزاق لاهيجى المتخلص به « الفيّاض » نظما لطيفا بهذه الصّورة : قلم گرفتم و گفتم مگر دعا بنويسم * تحيّنى بهسوى انس « 1 » بىوفا بنويسم ز شكوه بانگ برآمد : مرا نويس دلم گفت : * به هيچ نامه نگُنجى ، ترا كجا بنويسم . « 2 » يعنى ؛ در بعضى مواضع معتبره ديدم كه مولانا فيض نوشته به مولانا عبد الرزاق لاهيجى متخلّص به فيّاض ، شعر لطيفى به طوريكه مرقوم شد . و نيز آقا شيخ محمّد صالح مازندرانى كه يكى از علماء بزرگ عصر حاضر است نقل فرمودند كه : يكى به من كاغذى نوشته بود : يا كتابي إذا وصلت إليه * قبّل الأرض قبل لمس يديه . در توحيد گويد مقصد از خلقت ما ديدن دلدار آمد * زين سبب بود كه آن يار به بازار آمد كو بهتر بود آن ديده كه آن يار نديد * كاين چنين جلوهكنان از در و ديوار آمد ايضا شعر يك دل سوخته را گر ز كرم شاد كنى * به ز صد مسجد ويرانه كه آباد كنى همه دلها ز صفا آينه يكدگرند * شاد گردد دل تو گر دل كس شاد كنى زيردستان همه از جور تو فرياد كنند * تو هم از جور زبردستان فرياد كنى چشم دارى كه خداوند به دادت برسد * ليك با خلق خدا اين همه بيداد كنى در « انيس الادباء » آمده است : پادشاهى به حكيمى گفت : مرا موعظه كن و دستورالعملى بياموز كه شب و روز به او مداومت كنم . حكيم فرمود : در روز ، داد حاجتمندان بستان تا خلق از تو راضى باشند و در شب داد گدايى ده تا خداوند از تو راضى شود . « 3 »
--> ( 1 ) . ظاهرا « انيس » بايد باشد . ( 2 ) . « روضات الجنّات » 6 / 93 ، ذيل شرح حال فيض كاشانى . ( 3 ) . انيس الادباء 147 .