حسين فاطمى
113
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
نموده ؟ و مطلع نيستى كه چه فتنها و چه آشوبها در مملكت دلت برپا كردهاند ؟ حب دنيا كه عمده اركان قبيحه ايشان است ببين چگونه جارى كردهاند ؟ درست تامل كن و ببين كه با اين قانون ميشوم چه مصيبتها و فريادها در دين مردم بلند است ؟ گاهى امر مىكنند طلب جاه كن تا به چاهت بياندازند . گاهى مال جمع كن تا گرفتار مارت كنند . و چنان به نظرت جلوه دادهاند كه جاه امريست مرغوب ، و مال چيزيست مطلوب . و نمىدانى كه طالب جاه در دنيا و آخرت به چه مرارتها خواهد افتاد و به چه نفاقها و تزويرها مبتلا خواهد شد . امان از خانههايى كه به حكم نحسش خراب مىشود و فرياد از مالهايى كه به امر نحس او به غارت مىرود . و چه قلبهاى مظلومان شكسته و چه خانمانها را به نيش ظلم ، تار و پودشان را از هم گسسته . زبانش دائما در فحش و غيبت و استهزاء و دروغ و خودستايى و وعد و وعيد و ايذاء مسلمانان و آزار مردمان « 1 » باز است . نمىدانم اين اشعار را از كجا ضبط نمودم خوش داشتم در ثلث آخر شب در محضر پروردگار خود با قلب پاك اين اشعار خوانده شود : اشعار مناجات طرقت باب الرّجا و النّاس قدر قدوا * و جئت أشكو إلى مولاى ما أجد و قلت يا أملي في كلّ نائبة * و من عليه بكشف الضّرّ أعتمد أشكو إليك أمورا أنت تعلمها * مالي على حملها صبر و لا جلد و قد مدّدت يدى بالذّلّ خاضعة * إليك يا خير من مدّت إليه يد فلا تردّنيها يا ربّ خائبة * فبحر جودك يروي كلّ من يرد يا من يغيث الورى من بعد ما قنطوا * ارحم عبيدا أتى بالذّلّ قد قنطوا « 2 » خواب ديدن يكى از علما نادر شاه را در « أنيس الادباء » نوشته است : جناب مستطاب آقاى شيخ زين العابدين مازندرانى ، در مجلس درس از مرحوم ملا زين العابدين سلماسى طاب ثراه مجاور مشهد كاظمين عليهما السّلام ،
--> ( 1 ) . « تذكرة المتقين » ص 207 ، چاپ نهاوندى . در تمام چاپها مطلب تا اينجا آمده و همانطور كه در چاپ نهاوندى ذكر شده ادامهء نامه نيامده ولى مؤلّف محترم در اين كتاب آن نامه را بهطور كامل آورده است ( ويراستار ) . ( 2 ) . ترجمهء اين ابيات را در جلد اوّل آورديم .