حسين فاطمى
85
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
در اين مطلب يعنى بنىاميه آنها را براى اين كارها مىخواهند . حضرت فرمودند : دوست ندارم من گره براى آنها بزنم يا سر مشكى از براى آنها ببندم و لو از براى من پر و مملو باشد بين مشرق و مغرب يعنى اگرچه بهواسطهء اين عمل جزئى آنچه كه در ميان مشرق مغرب است به من بدهند و نه اينها را به عمل آوردن بلكه كشيدن قلمى هم كه يك عمل جزئى كار چندان نمايانى نيست ، همين حكم را دارد . پس فرمود : بهدرستى كه ياران ظالمان و اعوان آنها در روز قيامت در سراپردهها از آتش هستند تا آنكه حكم كند خداوند ميان بندگان خودش . در روايت صحيحه از يونس بن يعقوب رحمه اللّه از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده كه حضرت فرمود : اعانت منما ايشان را ولو در بناء مسجد باشد . و اين احاديث چنانچه بديهى است و ظاهر است در حرمت اعانت به آنها ولو بالنسبه به مباحات بلكه مندوبات هم . مجمل آنكه پس حضرت فرمودند : اگر وا مىگذاشتند مردم ايشان را و آنچه در دست ايشان بود ، چيزى از اموال دنيويّه را واجد نمىشدند مگر آنچه در دستشان بود . پس آن جوان عرض نمود : فدايت شوم ! آيا براى من مخرجى از اين كارى كه نمودهام هست يا نه ؟ حضرت فرمودند : اگر چيزى بگويم عمل مىكنى ؟ عرض كرد : مىكنم . پس حضرت فرمود : خارج شو و بيرون بيا از تمام آنچه در ديوان ايشان بهدست آورى به اين نحو : آنهائى را كه مىشناسى مال ايشان را به ايشان ردّ نما و آنهائى را كه نمىشناسى اموالشان را از عوض آنها صدقه بده چون چنين كنى من از براى تو ضامن مىشوم كه خداوند بهشت را روزى تو نمايد . پس آن جوان مدتى سر به زير افكند ، پس عرض كرد : فدايت شوم ! اين كار را مىكنم . ابن ابى حمزه مىگويد : آن جوان با ما از مدينه به كوفه كه سكنى او بود مراجعت نمود و آنچه را كه از امام شنيده بود به عمل آورد و هر چه اموال داشت از دست خود بيرون نمود حتى لباس بدن خويش را هم داد ! پس ما شيعيان پولى از ميان خودمان براى او جمع نموديم و لباسى براى او خريده فرستاديم . چند ماهى گذشت پس آن جوان مريض شد و ما او را عيادت مىنموديم . على بن ابى حمزه مىگويد : روزى بر او وارد شديم ديدم ، در حال احتضار است . پس در آن حال چشم خود را باز نموده و گفت : اى على ! قسم به خدا ، صاحب تو كه ( مراد حضرت صادق است ) وفا به ضمانت خود نمود ! پس از دنيا رفت و ما به تجهيز و تكفين و تدفين او مشغول شديم . پس به مدينه رفته و شرفياب حضور حضرت صادق عليه السّلام شدم . چون آن بزرگوار مرا ديد