حسين فاطمى
48
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
به اقامه بيّنه مىفرمودند به كلى عاجز از اتيان به ادله ثبوت و شواهد بوده ، بالاخره منتهى شد به تسجيل اسناد مدّعى و انتزاع متنازع فيه از متصرّف كه معنا ذى حقّ و مالك واقعى است ولى به ظواهر امور محاكماتى محكوم گرديده امّا آن صاحب قلب صافى و ديدهء روشن كه مصداق : ينظر بنور اللّه مىباشد ، از ممهور و مزيّن فرمودن سجلّى را كه به خطّ شريف خود در حكم قطعى بر تمليك مدّعى مرقوم داشته خوددارى و دفع الوقت مىفرمودند كه شايد علاوه بر آنچه در ذهن مبارك خودشان است مدركى براى تثبيت مالكيّت مدّعى عليه حاصل آيد و ضمنا عجز آن بىچاره مدّعى را جرىء و جدّى در أخذ حكم و اختتام امر مىنموده تا آخرين روزى كه مسلّم شد مزيّن فرمودند اين حكم و تنفيذ آن اسناد باز در همين جلسه هم اتماما للحجّة به طريق حقجوئى به آن مرد فرمودند چند ساعتى نيز تو را مهلت داده بلكه مدركى يا شاهدى برايت فراهم آيد مرد بىچاره در نهايت يأس و غايت اضطرار رو به صحرا گذارده و در تيه حيرت سرگردان و كنار نهرى واله و حيران نشسته و در بحر تفكّر غوطهور گرديده در همين اثنا شخصى با چهرهء گشاده و روئى بشّاش وارد و در كنارش نشسته و با كمال عطوفت پرسش و تفقّد احوال فرمود ، تا پس از مذاكرات بسيار شايد قريب به اين مضامين فرموده باشد : به حاجى اشرفى بگو شاهد من آن كسى است كه بين صفا و مروه محاذى خانهء كعبه دست به شانهات نهاد و گفت : شكر اللّه سعيك [ خداوند سعى تو را قبول فرمايد ] اين مرد خواست تحقيقات و استفساراتى نمايد كسى را نزد خود نديد حيرت بر حيرتش افزوده ولى وقعى هم به اين فرمايشات ننهاده تا قريب به انقضاى وقت خواهى نخواهى برگشت به محضر مبارك با يقين به اينكه املاك از تصرّف او خارج و تفويض به مدّعى خواهد شد با گردنى كج و افسردگى تمام در گوشهاى نشسته . پس آن بزرگوار متوجّه به او گرديده سؤال فرمودند : چه كردى و خدمت كه رسيدى ؟ به مجرّد آنكه ماوقع را عرضه داشته ، آن جناب با حالى پريشان و چشمى گريان تمام اسناد و احكام مدّعى را باطل و موفقيّت به حكم حق برايش حاصل آمد . و السّلام على من اتّبع الهدى