حسين فاطمى
29
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
دارا بودن سلمان علم اولين و آخرين را و دربارهء سلمان ، فرمودند : كه علم اوّلين و آخرين را داراست و جناب اويس وجود مقدّس رسالت صلّى اللّه عليه و آله را زيارت ننموده بود مع ذلك شمائل آن بزرگوار را به تفصيل بيان نمود و اگر مىخواهى بدانى و بر تو معلوم شود كه چگونه ترك دنيا و محبّت آن باعث نيل وصول به علم لدنّى است پس گوش باش و بشنو : بدانكه علم گاهى از راه حواس ظاهره وارد بر قلب مىشود و انسان از آن طرف ادراك مطالب مىنمايد چنان كه به گوش مىشنود و به ديده مىبيند و به لسان قرائت مىكند و هكذا . و علوم مكتسبه از آنها را علوم رسميّه خوانند و گاهى تصفيه دل و تزكيهء خاطر كند و زنگ كدورات و تعلّقات از اين قلب پاك نمايد تا نور علم و حكمت از طرف باطن در قلب ظاهر شود و نقش گيرد و علم لدنّى و نفث و الهام همه از اقسام اين علم است و ميان آئينهء قلب تو و علم به انوار و مجرّدات هيچ حجاب به غير از چرك آمال و زنگ محبّت دنيا نيست و چون حجاب برخيزد معقول و متصوّر نيست كه آفتاب و نور در آئينه نتابد مناسب است با ما نحن فيه قضيهء مفاخرهء چينيان و روميان در عمل نقاشى خود . مفاخره چينيان و روميان چينيان گفتند ما نقاشتر * روميان گفتند ما با فرّ و كرّ گفت سلطان امتحان خواهم در اين * كز شما خود كيست در دعوى گزين پس دو حجره در مقابل يكديگر گرفتند و قرار شد مشغول عمل نقاشى باشند نه روميان به منزل چينيان بروند و نه چينيان به منزل روميان ؛ پس هر طايفه در حجرهء خود مشغول عمل خود شدند ؛ پس چينيان در تميزى رنگ و خوبى نقش لطافت بهكار بردند و روميان در مقابل حجرهء چينيان صفحه وادار نمودند و در صقالت و لطافت آن حيلهها بهكار بردند چون چهل روز از اين مقدمه گذشت ، سلطان به تماشاى عمل اين دو طايفه آمد . پس اوّل وارد حجرهء چينيان شد : چينيان چون از عمل فارغ شدند * از پى شادى دُهلها مىزدند چون سلطان نقاشى آنها را ديد بسيار تحسين كرد و از آنجا بيرون آمده خواست وارد حجرهء روميان شود چون پرده را برداشتند آنچه چينيان اين مدت زحمت كشيده بودند و نقاشى كرده بودند در ديوار حجره روميان بر آن صفحه كه در مقابل حجره چينيان قرار