حسين فاطمى

26

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )

مانند آجر سخت باش تا گياه از تو نرويد . پس باران از ايشان قطع و طورى قحطى در ميان آنان به اوج رسيد كه يكديگر را مىخوردند و هر روز اين وضع اسفناك شدّت مىيافت و خدا مىخواست از اين طريق آنان را ادب نمايد . روزى زنى به يك زن ديگر گفت : من امروز فرزندم را بكشتم و تو بيا با هم آن را بخوريم و فردا تو فرزندت را بكش و از آن سهمى به من بده تا بخورم ! ؟ آن زن اين پيشنهاد را قبول كرد و آن زن فرزندش را كشت و با هم خوردند . فردا كه نوبت آن زنى بود كه پيشنهاد را پذيرفته بود از كشتن فرزندش خوددارى كرد . لذا با آن زن درگير شد و كارشان به نزاع كشيد جهت قضاوت به خدمت حضرت دانيال عليه السّلام رفتند . دانيال عليه السّلام فرمود : كار به اينجا رسيده است كه فرزند خود را مىخوريد ؟ ! گفتند : بلى ، اى پيامبر خدا ، وضع از اين بدتر هم شده است ! دانيال عليه السّلام دست به سوى آسمان برداشت و عرض كرد : بار خدايا ! فضل و رحمت خود را دوباره بر ما برگردان و كودكان و بيچارگان را به‌خاطر گناه آن كشتيبان و امثال او كه كفران نعمت تو كردند ، مورد عقاب و تنبيه قرار مده . پس خداوند به آسمان امر كرد كه باران بر زمين فرود آورد و زمين را امر نمود كه براى آفريدگان من آنچه را كه در اين مدّت از خير و بركت خود نرويانده بودى برويان ؛ زيرا كه من به‌خاطر آن طفل خردسال به آنها رحم كردم ] . در اشعار ابو سعيد ابو الخير فضل اللّه آنى تو كه حال دل نالان دانى * احوال دل شكسته‌بالان دانى گر خوانمت از سينهء سوزان شنوى * ور دم نزنم زبان لالان دانى « 1 » و من اشعاره ايضا : اللّه به فرياد من بيكس رس * لطف و كرمت يار من بيكس بس هر كس به كسى و حضرتى مىنازد * جز حضرت تو ندارد اين بيكس كس « 2 » و من اشعاره ايضا : يا من بك حاجتى و روحى بيديك * اعرضت عن الغير و اقبلت اليك

--> ( 1 ) - سخنان منظوم ابو سعيد ابو الخير ، ص 98 . ( 2 ) - سخنان منظوم ابو سعيد ابو الخير ، ص 49 .