حسين فاطمى
23
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
هذا ، العيان و عدول الوجدان ، فضلا عن نقل الأعيان . « 1 » [ اى كاش [ حساب جارى ] عمل و كردار چنين دانشمندى پس از مرگ او بسته مىشد ، و بار گناه او ، ( در حجم و گرانى گناه زمان حيات او محدود مىبود و ) پس از مرگ او پايان مىگرفت ؛ ولى اين حساب جارى گناه عالم با مرگ او مسدود نمىگردد ، و از سنگينى بار گناهش چيزى كاسته نمىشود ؛ بلكه عمل و وزر و و بال او باقى است ، و و بال گناه كسانى كه به او تأسّى كرده و از شيوهء او سرمشق گرفتهاند در عهدهء او قرار گرفته و پايدار است ، و راه و رسم نابسامانى كه در ميان مردم بهجاى گذاشته است او را گرفتار ساخته و عواقب سوء گناه ديگران ، عايد او مىگردد . و تا وقتىكه پيروان او بر سر جاى هستند وزر و و بال او سنگينتر مىشود . يكى از عرفا گفته است : همهء مردم - نسبت به كسىكه در زىّ عالم و دانشمند جلوهگر است - همواره از لحاظ مقام و منزلت ، در درجهء پائينترى قرار دارند . اگر عالم و دانشمند با وجود علم ، از مزاياى ديگرى از قبيل پارسايى و تقوى و صلاح شايستگى در گفتار و كردار ، برخوردار باشد ، تودهء مردم دست به اعمالى مىزنند كه مباح و رواست . و اگر همان دانشمند به اعمال مباح و جائزى دست زند ، تودهء مردم دستاندركار اعمال شبههناك گردد ، تودهء مردم مرتكب اعمال حرام مىشوند . و اگر عالم و دانشمند مرتكب محرّمات گردد و به كارهاى حرام دست يازد ، تودهء مردم كافر مىشوند ( و از دين و مبدأ و معاد روىگردان مىگردند ) . براى اثبات راستى و واقعيّت اين امر ( يعنى اثرپذيرى تودهء مردم از رفتار و گفتار دانشمند و اينكه اعمال او دستاويز بهانه و جرأت و جسارت مردم در ارتكاب اعمال زشتتر مىگردد ) ، مشهودات ما در زندگانى روزمرهء همين مردم و وجدانهاى عادل ، گوياترين دليل مىباشد ( و نيازى به احتجاج و استدسلال ندارد ؛ چون آنچه كه عيان است چه حاجت به بيان است ) . ] علاوه بر اين ، سخنان شخصيّتهاى برجسته نيز همين حقيقت و واقعيّت را تأييد مىكند . « 2 » في كفران نعم اللّه تعالى فى « البحار » عن عبد اللّه بن المغيرة عن عمرو بن شمر قال : سمعت أبا عبد اللّه عليه السّلام يقول : إنّى لألعق أصابعى من المأدم حتى أخاف أن يرى خادمى أنّ ذلك من الجشع و ليس ذلك
--> ( 1 ) - منية المريد ، ص 162 . ( 2 ) - « تعليم و تعلّم در اسلام » ص 193 .