حسين فاطمى
13
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
من رؤية قبركم همومى زالت * يا سادتى سرّ من رآى مشهدكم حكايت خدمتگذارى شاه عباس شاه عباس اوّل در اواخر سنهء هزار و هشت به مشهد رفت و زمستان را در آنجا گذرانيد و خدمت خادم باشىگرى آستانهء مقدّسه را خود متقلّد و مشغول گرديد ، چنانچه شبى با مقراض سر شمعها را مىگرفت ، شيخ بهائى قدّس سرّه بالبديهه اين رباعى را انشاد كرد : پيوسته بود ملايك علّيين * پروانهء شمع روضهء خلد آئين مقِراض به احتياط زن اى خادم * ترسم ببرى شهپر جبريل امين اشعار فتحعليشاه و توسّل به حضرت معصومه عليها السّلام خاقانم و يك جهان گناه آوردم * بر حضرت معصومه پناه آوردم حبّ نبى و مهر على را يا ربّ * بر درگه كبريا گواه آوردم « 1 » خاقانم و وامانده ز ديهيم و كلاه * ز اورنگ خلافت شده دستم كوتاه اندر حرمت به مسكَنَت جسته پناه * يا فاطمةُ اشفَعى لَنا عَندَ اللّهِ « 2 » حكايت فتحعلى شاه در « اكسير العبادة » نقل فرموده : شخص ثقهاى مرحوم فتحعلى شاه را در خواب ديد به حال خوش و هيأت حسنه ، سبب را سؤال نمود ، فرمود : مرا در شب تابستانى عطش شديد فراگرفت ، هر چند زنان و كنيزان را صدا زدم كسى جواب نداد . پس ارادهء اذيت ايشان نمودم ، ناگاه متذكر شدم از عطش حضرت سيد الشهداء ارواحنا فداه ، پس گريه كردم گريهء شديد ، جاريهاى قدح آب و يخ آورد آن را نگرفتم و نياشاميدم ، آنقدر صيحه زدم كه غش مرا فرا گرفت . از موهبت آن بزرگوار اين مقام به من عطا شد . فتأّمّل يا أخى ! اختلاف سلاطين در خوبى و بدى و عدالت و ظلم ناشى از چيست ، آنچه از آيات و اخبار مستفاد مىشود آن است كه خوبى و بدى مردم باعث خوبى و بدى سلاطين و ظلم و عدل آنها است ؛ خداوند در قرآن مجيد مىفرمايد :
--> ( 1 ) - « منتخب التواريخ » ص 491 . ( 2 ) - همان .