الشيخ عباس القمي
91
يازده رساله ( فارسى )
نظرى كن . گفت : يابن عم ، طعام در خانه اندك است ، حسن و حسين گرسنهاند و شما نيز روزه داشتهايد ، و آن طعام يك كس را بيش كفايت نكند . فرمود : آن را حاضر كن ، و به روايت ديگر است كه فرمود : « نَوِّمِي الصِّبْيَةَ » بچگان را خواب كن . پس فاطمه عليها السلام طعام پيش آورد ، حضرت امير عليه السلام آن طعام را پيش مهمان نهاد ، و با خود گفت كه اگر من طعام بخورم مهمان را كافى نباشد ، و اگر نخورم سبب انفعال مهمان شود ، پس دست دراز كرد و چنان نمود كه اصلاح چراغ مىكنم ، و شعله آن را بنشاند ، و فاطمه را گفت كه در روشن كردن چراغ تعلّل كن تا مهمان از خوردن فارغ شود ، و خود دهان مبارك مىجنبانيد تا مهمان تصّور كند كه طعام مىخورد ، و چون مهمان از خوردن طعام فارغ شد . حضرت فاطمه عليها السلام چراغ را آورد ، چون حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نظر كرد ديد كه طعام همچنين بر جاى است ، فرمود كه اى درويش چرا طعام نمىخورى ؟ گفت : سير شدم . پس حضرت امير عليه السلام و فاطمه و حسنين عليهم السلام و فضّه و همسايهها از آن طعام خوردند هنوز باقى بود . روز ديگر كه آن حضرت نزد رسول صلى الله عليه و آله آمد وى را گفت : يا على ديشب چون گذارنيدى ؟ فرمود : به خير و خوبى . پس آن جناب صلى الله عليه و آله حكايت چراغ نشانيدن و طعام نخوردن و چنان نمودن كه طعام مىخورد و بركت يافتن طعام ، تمام با اميرالمؤمنين عليه السلام باز گفت ! حضرت امير عليه السلام گفت : كه شما را اعلام كرد يا رسول اللّه ؟ فرمود : جبرئيل نزد من آمد و اين خبر داد و اين آيه آورد : « وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ » « 1 »
--> ( 1 ) ( . سوره حشر آيه 9 : ( ايثار مىكنند و ديگران را بر خود مقدّم مىدارند هر چند خود نيازمند باشند ) . )