الشيخ عباس القمي
85
يازده رساله ( فارسى )
مرادش از تيم بن مرّة جدّ ابوبكر است كه معروف به دنائت و پستى مىباشند و از براى ايشان رتبه و شرفى نيست به تصديق خواهان ايشان ؛ چنانچه عمير بن الاهلب الضبّى كه يكى از انصار و ياوران عايشه است در حرب جمل در وقت مرگ خود مىخواند : لَقَدْ اوْرَدَتْنا حَوْمَةَ الْمَوْتِ امُّنا * فَلَمْ تَنْصَرِفْ الّا وَ نَحْنُ وَراءُ اطَعْنا بَني تَيْمٍ لِشَقْوَةِ جَدِّنا * فَما تَيْمُ الّا اعْبُدٌ وَ اماءٌ « 1 » و ابن ابى الحديد در بقيّه كلمات خود فرمايد در مدح اميرالمؤمنين عليه السلام ، كنايهاش با ابوبكر است ؛ مىگويد : مجد و بزرگوارى براى آن بزرگوار است كه هيچ گاهى بت لات را پرستش نكرد ؛ و تمام اهل تسنّن قبول دارند كه اميرالمؤمنين هيچ وقت بت سجده نكرد ، و لهذا هرگاه اسم آن جناب را مىبرند « كَرَّمَ اللّه وَجْهَهُ » مىگويند . و شيخ ازرى چه خوب فرموده در حق على عليه السلام : لَكَ في مُرْتَقَى الْعُلى وَ الْعَوالي * دَرَجاتٌ لايُرْتَقى ادْناها ايْنَ مَعْناكَ مِنْ مَعاني اناسٍ * كانَ مَعْبُودُها اتّباعَ هَواها « 2 » و آن جوانمردى كه در بردن آيات برائة معزول نشد به خلاف تو كه پيغمبر آيات را اول به تو داد كه به روى به مكّه و بر كفّار مكّه بخوانى ، چون از مدينه بيرون رفتى جبرئيل نازل شد بر آن حضرت كه بايد اداء اين امر نشود مگر بر دست تو يا مردى كه به منزله جان تو باشد كه مراد على عليه السلام بود ، پس آن حضرت ، على عليه السلام را فرستاد كه آيات
--> ( 1 ) ( . ترجمه : مادرمان ( امّ المؤمنين عايشه ) ما را به صحنهء مرگ ) ( درآورد ، و برنگشت مگر در حالتى كه ما در عقب ) ( قرار گرفته بوديم . ما به جهت بدبختى جدّمان از بنى تيم اطاعت كرديم ، و تيمىها جز مشتى غلام و كنيز نبودهاند . ) ( 2 ) . ترجمه : تو در مراتب بلندى و برترى درجاتى دارى كه هيچكس به پائينترين آنها نمىتواند برسد . كجا مىتوان خصال تو را با صفات مردمى كه پرستشگر هوى و هوسهاى خود بودهاند مقايسه كرد .