الشيخ عباس القمي

439

يازده رساله ( فارسى )

گفت : واى بر تو ، آيا تو درباره آل محمّد ، صلّى اللّه عليه وآله ، اين شعر را سرودى . ما بال بيتكم تخرّب سقفه * وثيابكم من ارذل الاثواب چه شد خانه‌تان را كه سقفش خرابه * چرا جامه تان پست تر جامه ها شد جعفر در پاسخ گفت : مگر غير از اين بود ؟ سيّد با ناراحتى گفت : اگر از مدح نيكوى آنها ناتوانى ، لب فروبند . آيا آل محمّد عليهم السلام را چنين وصف مى كنند ؟ من تو را معذور مى دارم ، طبع است چنين است و سطح فكرت همين ، ولى من مدحى گفته ام كه ننگ مدح تو را از دا من پاك آنان مى سترد : أُقسم باللّه وآياته * والمرء عما قال مسؤول إنّ على ابن أبي طالب * على التقى والبرّ مجبول كان ذالحرب مزقها القنا * وأجحمت عنها البهاليل يمشي إلى القرن وفي كفّه * أبيض ماضى الحدّ مصقول مشى العفرنابين أشباله * أبرزه للقنص الغيل ذاك الذي سلم في ليلة * عليه ميكال وجبريل ميكال في ألف وجبريل في * ألف وتيلوهم سرافيل ليلة بدر مدداً أنزلوا * كأنّهم طيراً أبابيل « 1 » به خدا قسم و آياتش مرد مسؤول قول و گفتارش كه على زاده ابى طالب بر و تقواش بود در قالب چون كه پيكار نيزه باران بود خيز گردان از آن گريزان بود مى شدى سوى هر نبرد و به دست تيغ برّان و تيرش اندر شست همچو شيرى ميان اشبالش بر شكارى گشوده چنگالش

--> ( 1 ) ( . ) امالى ( ، طوسى ، ص 124 . )