الشيخ عباس القمي

29

يازده رساله ( فارسى )

كارهايى كه از بندگان صادر مىشود ، نه آن است همه از خدا باشد و بنده را در آن اختيارى نباشد ، زيرا كه بالبديهه قبيح است كه خدا وادارد ما را به عصيان و گناه ، پس از آن عقاب نمايد ما را به سبب آن ، و نه آن است كه ما اصلًا محتاج به خدا نباشيم ، بلكه در اسباب آن از اعضاء و جوارح و قوّت و قدرت بلكه در هر نفسى محتاجيم از او به ما برسد . پس معناى امر بين‌الأمرين آن است كه هر كارى كه از ما صادر مىشود ، قدرت و قوّت آن از خدا به ما مىرسد ، ولى ما به اختيار و اراده خود مىكنيم . و به عبارت اخرى از براى حق تعالى است مدخلى بالنّسبه به هدايات و توفيقات و ترك اينها كه تعبير از او شده در اصطلاح شرع به اضلال ، و لكن به سبب اين هدايات و اضلال بنده مجبور به فعل و ترك نمىشود . و مجملًا آنچه در باب عدل بايد اعتقاد نمود آن است كه خداوند عادل است ، و ظالم و راضى به ظلم نيست ، و هر كارى كه از او صادر مىشود حسن و نيكو است ، و كارهاى او با غرض و با فايده است كه عايد بندگان مىشود ، و لطف بر او واجب است و به سبب وجوب لطف بر بندگان هر كارى كه مصلحت بندگان در آن - بلكه اصلح به حال آنها - باشد بايد به جا آورد ، و بندگان در افعال خود مختارند ، نه مجبورند كه بيكاره باشند و نه آن است كه همه‌كاره باشند ، بلكه امر داير بين اين دو امر است . مطلب سيم در نبوّت است يعنى اعتقاد به پيغمبرى پيغمبران و به پيغمبرى حضرت خاتم النبيّين محمّد بن عبداللَّه - صَلَواتُ الله عليه و عَليهم أجمعين - . بدان كه پيغمبر انسانى را گويند كه بدون واسطه از بشر ، خبر دهد از جانب حق تعالى مردم را ، و بعثت پيغمبران بر حق تعالى واجب است عقلًا براى ارشاد بندگان و الّا خلاف لُطف و نقض غرض لازم مىآيد . و بايد همه آنها بشر و معصوم باشند ؛ يعنى صادر نشود از ايشان از اوّل عمر تا به آخر گناهان صغيره و كبيره عمداً و سهواً ، و