الشيخ عباس القمي
25
يازده رساله ( فارسى )
ذرّهاى نه در آسمان و نه در زمين ، زيرا كه او خالق همه است . و هر كه به اراده و اختيار از روى حكمت چيزى آفريد البتّه به آن چيز و صفات و آثار آن علم دارد . قادر است ؛ يعنى تواناست به كردن و نكردن جميع آنچه مشيّت كاملهاش قرار بگيرد ، و اين مطلب معلوم است از تأمّل در مخلوقات آسمان و زمين . حىّ است ؛ يعنى صحيح است گفتن عالم و قادر به او ، زيرا كه مراد از حيات صفتى است كه از آن توانايى و دانايى آيد . و چون معلوم شد كه حق تعالى عالم و قادر است ، پس صفت حيات او را نيز خواهد بود . مريد است ؛ يعنى عالم است به مصلحت كارها ، و افعال او به اراده و اختيار و موافق مصلحت و حكمت است . مُدرِك است ؛ يعنى عالِم است به ديدنىها و شنيدنىها و نحو آن بدون حاجت به چشم و گوش و مانند اينها ، و ادراك غير از علم است و مرجعش به تأثّر حواس و آلات است . و چون بهادلّه و براهين ثابت شده كه حق تعالى منزّه و مبرّاست از آلات و حواس ، پس مدرك بودن حق تعالى به همان معناست كه ذكر شد . قديم ابدى است ؛ يعنى اوّل و آخر ندارد . هميشه بوده و خواهد بود ، زيرا كه حق تعالى واجب الوجود بالذّات است و حدوث و فنا مختص به ممكنات است . متكلّم است ؛ يعنى ايجاد سخن مىكند به قدرت كامله خود ، چنانچه ايجاد سخن نمود در درخت و حضرت موسى شنيد . و تكلّم از صفات فعل است و قدرت الهى به ايجاد كلام صفت ذات است ، و صفات ذاتيّه آن است كه هميشه باشد و ضدّ آن منفى باشد ، چنانچه گويى حق تعالى هميشه داناست و تواناست و نحو آن به خلاف صفات فعليّه ، چنانچه معلوم است گفته نمىشود كه حق تعالى هميشه خالق است يا متكلّم است و نحو آن . صادق است ؛ يعنى آنچه فرموده مطابق واقع است و دروغ در ساحت كبريايى او راه ندارد ، و بديهت عقل به قبح كذب اوّل دليل است ، زيرا كه حضرت اقدس الهى از