الشيخ عباس القمي
241
يازده رساله ( فارسى )
سرّ من رآى . پس سؤال كردم از آن حضرت جملهاى از مسائل حلال و حرام ، پس جواب داد مسائل مرا تا آنكه زمانى كه خواستم بيرون آيم به وداع آن حضرت رفتم ، همين كه وداع كردم آن حضرت را ، فرمودند : اى حمّاد ! وقتى كه مشكل شد چيزى از امور دينت در ناحيهء خود ، پس سؤال كن آنها را از عبد العظيم بن عبد اللَّه حسنى ، سلام مرا به او برسان الخ . « 1 » و محقّق داماد در رواشح گفته كه احاديث بسيار در فضيلت و زيارت عبد العظيم روايت شده و وارد شده هر كه زيارت كند قبر او را بهشت بر او واجب شود « 2 » و شيخ شهيد ثانى رحمه الله در حواشى خلاصه همين روايت را از بعض نسّابين نقل فرموده و ابن بابويه و ابن قولويه به سند معتبر روايت كردهاند كه : مردى از اهل رى به خدمت حضرت امام على نقى عليه السلام رفت ، حضرت از او پرسيد كه : كجا بودى ؟ عرض كرد كه به زيارت امام حسين عليه السلام رفته بودم . فرمود كه : اگر زيارت مىكردى قبر عبد العظيم را كه نزد شما است هر آينه مثل كسى بودى كه زيارت امام حسين عليه السلام كرده باشد « 3 » و شيخ نجاشى در رجال « 4 » به سند معتبر از احمد بن محمّد بن خالد برقى روايت كرده كه جناب عبد العظيم از خليفه گريخت و به شهر رى آمد در خانهء مردى از شيعيان در سكّة الموالى و در آنجا عبادت خدا مىكرد و پيوسته روزها روزه مىداشت و شبها به نماز مىايستاد و پنهان بيرون مىآمد و زيارت مىكرد قبرى را كه در مقابل قبر او است و راه كمى در بين است و مىگفت اين قبر مردى از فرزندان حضرت امام موسى عليه السلام است و پيوسته در آنجا مىبود و يك و دو از شيعه خبردار مىشدند از احوال او تا آنكه اكثر مردم رى او را شناختند پس شخصى از شيعه حضرت
--> ( 1 ) ( . ) مستدرك الوسائل ( ، ج 17 ، ص 321 ، ح 21470 . ) ( 2 ) ( . ) الرواشح السماويّه ( ، ص 86 . ) ( 3 ) ( . ) ثواب الأعمال ( ، ص 124 ، ح 1 . ) ( 4 ) ( . ) رجال النجاشى ( ، ص 247 ، ش 653 . )