الشيخ عباس القمي
178
يازده رساله ( فارسى )
متوكّل از شنيدن اين شعار گريست به اندازهاى كه از اشك چشمش ريشش تر شد و حاضرين نيز گريستند . و به روايت كنزالفوائد « 1 » متوكّل جام شراب را بر زمين زد و عيشش منغّص شد ؛ و از ملاحظه همين قدر معلوم مىشود كه چه اندازه سخت گذشته بر امام على نقى عليه السلام در ايّام متوكّل . و بالجمله ولادت آن حضرت عليه السلام در صريا « 2 » در نيمه ذى حجّه سنه 212 ، و شهادتش در اواسط عشر سوّم جمادى الاخره يا در سوّم رجب سنه 254 درايام معتز باللّه واقع شد ، سلام اللّه عليه . و ديگر ، پسر آن حضرت ، جناب ابى محمد امام حسن عسكرى عليه السلام است كه در آن جناب جمع شده بود خصال فضل و رياست وعلم و زهد و كمال عقل و عصمت و شجاعت و كرم و كثرت اعمال مقّربه الى اللّه تعالى . ولادت با سعادتش در مدينه در ربيع الاوّل سنه 232 واقع شد ، و در ايام معتمد در عشر اوّل ربيع الاوّل سنه 260 وفات نمود ، و در روز وفات آن جناب عليه السلام سرّ من رأى ضجّه واحده گرديد ، و بازارها بسته و تمام بنىهاشم و بنىعبّاس و قضاة و مستوفيان و جميع جنود و تمامى مردمان به جنازه آن جناب حاضر شدند ، و سرّ من رأى در آن
--> آنان را بعد از عزت وسرفرازى از قلعه هاى محكم فرود آوردند و در گودال قبرها جايشان دادند ، وه كه قبر چه جايگاه ناپسندى است . پس از آنكه به خاك سپرده شدند فرياد كننده اى صدايشان زد كه : كجاست آن دستبندها و تاجها و لباسهاى فاخر ؟ ! كجاست آن چهره ها كه در ناز ونعمت بودند وجلويشان پرده ها مى آويختند ؟ ! وقتى از آنان سؤال مى كرد قبر از جانب آنان گويا شده كه : بر چهره ها هم اكنون كرمها راه مى روند ! روزگارى دراز خوردند و نوشيدند ، پس از آن همه خوردن اكنون خورده شدند . ( 1 ) . تأليف ابوالفتح محمد بن على كراجكى متوفاى 449 . ( 2 ) . نام محلى است در حوالى مدينه .